حضرت امام علي (ع ) درباره آسيب هاي تفرقه هشدار مي دهد
آيت الله جوادي آملي
ضرورت ترك تفرقه
خطر تفرقه و تنازع به قدري بزرگ است كه خداي سبحان نهي از آن را مانند دستور به اقامه دين جز شريعت همه انبياي اولوالعزم قرار داده است چنانكه كه در قرآن كريم مي فرمايد : شما را به همان سفارشي كه به نوح و انبياي گذشته كرديم توصيه مي كنيم و آن سفارش اين است : دين الهي را با هم اقامه كنيد و از تفرقه در دين بپرهيزيد : (شرع لكم من الدين ما وصي به نوحا والذي اوحينا اليك و ما وصينا به ابراهيم و موسي و عيسي ان اقيمواالدين و لا تتفرقوا فيه كبر علي المشركين ما تدعوهم اليه ... )(1 ) در آيه ديگر اختلاف را در رديف عذاب هاي آسماني و صاعقه ها و زلزله ها قرار داده است : (قل هو القادر علي ان يبعث عليكم عذابا من فوقكم او من تحت ارجلكم او يلبسكم شيعا ويذيق بعضكم باس بعض ... )(2 )
قرآن و نهي از تفرقه
خداي سبحان در آيات فراواني از تفرقه و جدايي نهي كرده است مانند (و اعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا) (3 )
( ... ان اقيمواالدين و لا تتفرقوا فيه )(4 ) (و لا تكونوا كالذين تفرقوا و اختلفوالله)(5 ) خداي سبحان در آيات ياد شده ابتدا به اعتصام به حبل الهي و اقامه دين فرمان داده است و اين نشان مي دهد كه راه رهايي از تفرقه پيروي از دين و صراط مستقيم خداوند يعني بندگي اوست چنان كه در آيه ديگر به اين مطلب تصريح كرده است : (و ان هذا صراطي مستقيما فاتبعوه و لاتتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله ذلكم وصيكم به لعلكم تتقون ) . (6 )
وجود مبارك حضرت رسول (ص ) در جمع اصحاب خود براي تبيين مضمون اين آيه كريمه خط مستقيمي روي زمين رسم نمود و پس از آن خطوط جزئي و فرعي از طرف راست و چپ آن ترسيم فرمودند آن گاه از اصحاب پرسيدند : اين نقشه چيست آن ها عرض كردند : ما نمي دانيم . رسول خدا(ص ) فرمود : راهي كه من آورده ام مانند همين راه وسط است و آن راه هاي چپ و راست راه هاي گمراهي است .
تفرقه از نگاه حضرت علي (ع )
حضرت علي (ع ) گاهي با زبان تحبيب و تطميع جامعه اسلامي را به اتحاد و هم آوايي فرا مي خواند و زماني با لسان تحديد و تهديد امت اسلامي را از تفرقه برحذر مي دارد گاهي خير جامعه را در ظل وحدت معرفي مي نمايد و زماني خطر آن را در اثر شكاف و خلاف اعلام مي دارد و مي فرمايد :
« والزموا السواد الاعظم فان يدالله مع الجماعه و اياكم و الفرقه فان الشاذ من الناس للشيطان كما ان الشاذ من الغنم للذئب » . (7 )
چون دست غيبي پروردگار با متحدان است بايد امت منسجم و هماهنگ اسلامي را حفظ نمود و چون گوسفند وامانده از رمه از حفاظت چوپان محروم است و طعمه گرگ قرار مي گيرد لازم است از صفوف به هم فشرده مسلمين فاصله نگرفت تا از آسيب وسوسه شيطان در امان بود. هيچ فرد خردمند يا گروه متفكر از خير منصرف نمي شود و به شر رو نمي آورد مگر آنكه در تشخيص خير و شر دچار اشتباه شده باشد.
حضرت علي بن ابي طالب (ع ) براي هدايت به معيار خير و شر اتحاد و همدلي را مدار خير دانسته اختلاف وكينه ورزي را محور شر معرفي نمود و در اين باره چنين فرمود :
« فاياكم والتلون في دين الله فان جماعه فيما تكرهون من الحق خير من فرقه فيما تحبون من الباطل و ان الله سبحانه لم يعط احدا بفرقه خيرا ممن مضي و لا ممن بقي » . (8 )
از اين سخن بلند نه تنها سودمندي اتحاد و زيان باري اختلاف استفاده مي شود بلكه استمرار سنت الهي در گذشته و حال و آينده نيز معلوم خواهد شد زيرا اساس فيض الهي بر وحدت و جماعت پي ريزي شده و هيچ گونه خيري در تفرقه وكثرت گرايي نامعقول نخواهد بود.
البته آگاهي به چنين سنت تحول و تبدل ناپذير يا از روي علم غيب است كه ويژه اولياي خداست يا از راه تحليل عقلي رخدادهاي تاريخي و استمداد از شواهد عقلي و نقلي است كه تا حدودي بهره محققان فن تاريخ و نصيب تحليل گران سنن الهي است و حضرت علي (ع ) درباره سنت شناسي تحليلي چنين مي فرمايد :
« ... من تبينت له الحكمه عرف العبره و من عرف العبره فكانما كان في الاولين » (9 ); انسان هوشمند حكيم از رخدادهاي فرعي تاريخي مي گذرد و عبور مي كند تا به سنت اصلي زوال ناپذير آن بار يابد كه همين عبور از فرع به اصل عبرت خواهد بود و تحليل گر عقلي با گذشت از چنين معبري است كه گويا با نياكان جامعه كنوني بوده است و آن حضرت (ع )درباره خودش چنين مي فرمايد :
من گر چه درازاي تاريخ نبودم و با تبارها و دوره هاي پيشين به سر نبردم اما با بررسي آثار آنان به منزله يكي از آن ها شمرده شدم : « بلي كاني بما انتهي الي من امورهم قد عمرت مع اولهم الي آخرهم ... » . (10 )
چون اميرالمومنين (ع ) جامع هر دو علم ياد شده بود يعني هم از راه غيب از سنت الهي آگاه بود و هم از راه تحليل عميق عقلي به سنت تحول ناپذير خداوند با خبر بود خطراختلاف را به عنوان اصلي كلي گوشزد كرد تاهيچ كس در هيچ مقطع تاريخ هوس اختلاف در سرنپروراند زيرا هرگز خداوند جامعه پراكنده و امت متخاصم با يك ديگر را خير نمي دهد.
ريشه قرآني سخن حضرت علي بن ابي طالب (ع ) گذشته از آيه 103 سوره « آل عمران » كه دعوت همگان به اعتصام به حبل الله در آن مطرح شده است و گذشته از آيه 47 سوره « حجر » كه بهشتيان رامنزه از كينه ودشمني نسبت به يك ديگر مي داند در آيه 14 سوره « حشر » است كه خداوند در اين باره چنين مي فرمايد :
(تحسبهم جميعا وقلوبهم شتي ذلك بانهم قوم لايعقلون ).
عصاره اين آيه كريمه اين است كه افرادي كه داراي مبدامشترك و هدف مشترك ودين مشتركند اگر دل هاي اينان در اثر اغراض و غرايز. پراكنده باشد خردمند نيستند.
ضرورت برخورد با تفرقه افكنان
اميرمومنان (ع )نه تنها از تفرقه افكندن ناخشنود بود : « كرهت ان افرق جماعه المسلمين » (11 ) و نيز از تفرقه نهي مي كرد بلكه به مبارزه با تفرقه افكنان وكشتن آنان فرمان مي داد هر چند كه خود را زير عمامه آن حضرت مخفي كرده باشند : « الا من دعاالي هذا الشعار فاقتلوه ولو كان تحت عمامتي هذه ... » (12 ) اين سخنان نشان مي دهد كه خطر تفرقه افكنان جدي است و بايد با آن مقابله كرد.
استراتژي تفرقه افكنان
آنان كه در پي متلاشي كردن جامعه اسلامي اند تلاش خود را بر از بين بردن وحدت اجتماع متمركز مي كنند و روش آنها مانند شيطان گام به گام است . اينان مرحله به مرحله و خاك ريز به خاك ريز براي نابودي وحدت جامعه پيشروي مي كنند و يك به يك همه آن چيزهايي را كه افراد جامعه را به دين پيوند داده است و باعث ايجاد وحدت شده است از كار مي اندازند.
حضرت علي (ع ) درباره استراتژي تفرقه جويان مي فرمايد : « ان الشيطان يسني لكم طرقه و يريد ان يحل دينكم عقده عقده عقده و يعطيكم بالجماعه فرقه و بالفرقه الفتنه » شيطان راه هاي خويش را براي شما آسان جلوه مي دهد و مي خواهد پيمان دين شما را گره گره بگشايد و به جاي جمعيت و هماهنگي تفرقه اعطا كند و با تفرقه به شما فتنه بدهد (13 ) در چنين حالي بايد به نصيحت خيرخواهان گوش داد و آن را به جان پذيرفت . (14 )
پاورقي :
1 ـ سوره شوري آيه 13
2 ـ سوره انعام آيه 65
3 ـ سوره آل عمران آيه 103
4 ـ سوره شوري آيه 13
5 ـ سوره آل عمران آيه 105
6 ـ سوره انعام آيه 153
7 ـ نهج البلاغه خطبه 127
8 ـ نهج البلاغه خطبه 176
9 ـ نهج البلاغه خطبه 31
10 ـ نهج البلاغه نامه 31
11 ـ بحار ج 32 ص 263
12 ـ نهج البلاغه خطبه 127
13 و 14 ـ نهج البلاغه خطبه 121
راه رهايي از تفرقه پيروي از دين و صراط مستقيم خداوند يعني بندگي اوست
حضرت علي (ع ) اتحاد و همدلي را مدار « خير » مي داند و اختلاف وكينه ورزي را محور « شر » معرفي مي كند
افرادي كه داراي مبدا مشترك و هدف مشترك و دين مشتركند اگر دلهاشان در اثر اغراض و غرايز پراكنده باشد خردمند نيستند
حضرت علي (ع ) همچنان كه از تفرقه نهي مي كرد با تفرقه افكنان به شدت مبارزه مي نمود و خطر آنان را جدي اعلام مي كرد
+
نوشته شده در یکشنبه
1388/04/07ساعت 7:5 قبل از ظهر توسط محمد
|