تبليغاتX

متن مورد نظر شما

جدید ترین کدهای جاوا برای مدیران وبلاگها و سایتها

جدید ترین کدهای جاوا برای مدیران وبلاگها و سایتها

جدیدترین کدهای جاوا
جدیدترین آگهی های استخدامی روز کشور
نوشته مربوط به لینک
نوشته مربوط به لینک
نوشته مربوط به لینک
نوشته مربوط به لینک
نوشته مربوط به لینک
نوشته مربوط به لینک
نوشته مربوط به لینک
Java Script Code



بیننده عزیز به صفحه اصلی سر بزنید

www.hogoh.blogfa.com

جدیدترین آگهی های استخدامی روز کشور
مسائل حقوقی و علمی و مذهبی واخبار و سرگرمی

» ديوان محاسبات كشور در سراسر كشور استخدام مي‌كند

» وضعيت استخدام بيش از پنج هزار نفر از مستخدمين موقت شهرداريها تغيير يافت

» بخشنامه دولت درباره نحوه استخدام در دستگاههاي دولتي

» ������� ������ ����� ����� � �����

» دعوت به همكاري در موسسه مالي و اعتباري قوامين

» استخدام پيماني ستاد نظارت گمركات خراسان رضوي

» آگهی استخدام دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات

» استخدام پيماني در اداره كل ثبت اسناد و املاك استان اصفهان

» با سلام به تمامی بینندگان

» استخدام در بانک کارآفرین

» جذب هيات علمي و بورسيه تحصيلي در دانشگاه بين المللي امام خميني ( ره)

» استخدام داوطلبان با مدرك پايان دوره راهنمايي و ديپلم در نيروي هوايي ارتش

» استخدام پيماني داخلي دانشگاه علوم پزشكي كرمان

» استخدام نيروي انساني در بانك كشاورزي

» جذب نيروي انساني به صورت قرارداد كار موقت در شركت فولاد مباركه اصفهان

» آگهی استخدام شرکت پرداخت الکترونیک سامان

» استخدام بیمه پاسارگاد

» استخدام نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران

» نيروي هوايي ارتش از دارندگان مدرك سوم راهنمايي و ديپلم دعوت به همكاري مي‌نمايد

» فراخوان جذب هیات علمی و بورس تحصیلی در پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران

» استخدام كارمندي داوطلبان مرد در قرارگاه پدافند هوايي خاتم الانبياء (ص) آجا

» آگهی استخدام دانشگاه صنعتی شریف

» آگهی استخدام نیروی انتظامی

» وزارت علوم 17 نفر را به صورت پيماني استخدام مي‌كند

» آگهی استخدام شرکت گلرنگ پخش

» آگهي استخدام پيماني در دانشگاه علوم پزشکي و خدمات بهداشتي درماني رفسنجان

» مهلت ثبت‌نام آزمون كارشناسي ارشد تمديد شد

» استخدام در شرکت تامین سرمایه نوین

» استخدام رسمي و پيماني در مقاطع مختلف تحصيلي در نيروي دريايي

» احتمال تعطیل شدن دانشگاه‌ها قوت گرفت

زنـدگـــي

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


زندگی، ارزش آنرا دارد که به آن فکـر کنی.
زندگی، ارزش آنرا دارد که ببویی اش چون گل، که بنوشی اش چون شهد.
زندگی، بغض فـروخورده نیست.
زندگی، داغ جگــــر گـــوشه نیست.
زندگی، لحظه دیدار گلــی خفته در گهــــواره است.
زندگی، شوق تبسم به لب خشکیده است.
زندگی، جـــرعه آبی است به هنگامه ظهـــر در بیابانی داغ.
زندگی، دست نوازش به ســر نوزادی است.
زندگی، بوسه به لبهای گلی است که به شوقت همه شب بیدارست.
زندگی، شـــوق وصال یار است.
زندگی، لحظه دیدار به هنگامــــــه یاس.
زندگی، تکیه زدن بر یــار است.
زندگی، چشمه جــوشان صفا و پاکـــی است.
زندگی، مـــوهبت عرضه شده بر من انسان خاکـــی است.
زندگی، قطعه سرودی زیباست که چکاوک خواند که به وجدت آرد به سرشاخه امید و رجا.
زندگی، راز فـروزندگی خورشید است.
زندگی، اوج درخشندگــــــی مهتــاب است.
زندگی، شاخه گلی در دست است که بدان عشق سراپا مست است.
زندگی، طعــم خوش زیستن است، شور عشقی برانگیختن است.
زندگی، درک چرا بودن است، گام زدن در ره آسودن است.
زندگی، مزه طعم شکلات به مذاق طفل است. به، كه چقدر شیـــرین است.
زندگی،خاطره یک شب خوش،زیر نور مهتاب،روی یک نیمکت چوبی سبز،ثبت در سینه است.
زندگی، خانه تکانی است. هر از چندگاهی از غبار اندوه.
زندگی، گـوش سپردن به اذان صبح است که نوید صبـح است.
زندگی، گاه شده است خوش نیاید به مذاق.
زندگی، گاه شده است که برد بیراهم.
زندگی، هر چه که هست، طعـــم خوبی دارد، رنگ خوبــــی دارد.


گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 3:18 بعد از ظهر  توسط محمد   | 
* نام و نام خانوادگی :
* آدرس ایمیل:
موضوع پیام:
*پیام:

فرم تماس از پارس تولز

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 3:16 بعد از ظهر  توسط محمد   | 

بيست و پنج سوالي كه بايد قبل از ازدواج به آن پاسخ داده شود.

۱) آيا شما مي‌خواهيد بچه‌دار شويد؟ اگر مايليد چند فرزند؟ 
 

۲)اگر زماني مشخص شد من يا شما قادر به بچه‌دار شدن نيستيم، آيا قبول داريد كه فرزندي را از پرورشگاه بپذيريم و بزرگ كنيم 

۳) اگر در آينده صاحب فرزند شويم، آيا حاضريد او را به مهدكودك بفرستيم؟ در غير اين صورت چه كسي از او نگهداري خواهد كرد؟ 
 

۴) آيا مادر بايد از شغل خود چشم بپوشد و از فرزندان نگهداري كند؟ در اين صورت وضعيت مالي زندگي مشترك به چه وضعي در خواهد آمد؟ آيا مرد خانه قادر است در اين صورت زندگي را به تنهايي اداره كند؟ 
 

۵) تعطيلات را چگونه بگذرانيم؟ آيا برنامه تعطيلات را دو نفري خواهيم گذراند يا حتماً بايد با فاميل به تعطيلات برويم؟ 
 

۶) در مواقعي كه جر و بحث پيش مي‌آيد ، چه واكنشي نشان مي‌دهيد؟ آيا عصباني مي‌شويد؟ در صورت عصبانيت چه رفتاري از خود نشان مي‌دهيد؟

۷)نظر شما در مورد تعهد به زندگي چيست؟ در صورت خيانت از طرف خود‌تان يا من چه واكنشي نشان مي‌دهيد؟ 
 

۸)در مورد فرزندان چه رفتار و انطباقي مدنظرتان است؟ 
 

۹) عقايد مذهبي شما چگونه است؟ 
 

۱۰)در مورد روابط زناشويي چه‌نظري داريد؟ 
 

۱۱) در مورد مسائل مالي چه‌نظري داريد؟ درآمد هركدام از ما چگونه خرج مي‌شود؟ 
 

۱۲) هزينه‌هاي زندگي بر چه مبنايي تعيين مي‌شود؟ منبع درآمد چگونه است و آيا كفايت زندگي مشترك را مي‌كند؟ آيا امكان پس‌انداز وجود خواهد داشت؟

 

۱۳) ۲سال، 5 سال، 10 سال و 20 سال آينده، خود را چگونه مي‌بينيد؟ 
 

۱۴)ساعات خواب و بيداري و كارتان چگونه است؟ صبح‌ها زود بلند مي‌شويد؟ آيا عادت داريد شب‌ها تا ديروقت بيدار باشيد؟ 
 

۱۵)چه‌كسي مسئول خريد منزل، پخت و پز و تميز كردن است؟ آيا در اين زمينه كمك مي‌كنيد؟ 16) عادت خرج‌كردن پول در شما چگونه است؟ هر ماه چه ميزان پس‌انداز مي‌كنيد؟ 
 

۱۶) آيا در خانواده شما سابقه بيماري رواني وجود دارد؟ 
 

۱۷) در مورد مسائل زير ، اهداف طولاني‌مدت و كوتاه‌مدت شما چگونه است: شغل، فرزندان، مالكيت منزل و هر نوع متعلقات كه به هر دوما مربوط است؟
 

۱۸)كجا زندگي خواهيم كرد؟ محل سكونت و منزل ما كجا و با چه شرايطي خواهد بود؟
 

۱۹)شهر محل سكونت ما كجا خواهيد بود؟ آيا اين شهر تغيير مي‌كند؟ 
 

۲۰) آيا شغل شما به صورتي است كه مجبوريد شب‌ها كار كنيد؟ 
 

۲۱) آيا براي همسر آينده خود محدوديت‌هايي در ذهن داريد؟ 
 

۲۲)وقتي استرس داريد، ناراحتيد و يا درگيري ذهني شديدي داريد، بهترين روش كمك به شما چيست؟ 
 

۲۳)اگر در ازدواج مشكلي پيش بيايد، تا چه مدت مي‌توانيد صبر كرده و مشكل را حل كنيد؟ آيا مسئله‌اي در ذهنتان وجود دارد كه اگر در زندگي مشترك بروز كند به‌نظرتان غيرقابل ترميم و جبران است؟ 

۲۴)  پنج روش كوچكي كه شما به وسيله آن هر روز مي‌توانيد به همسرتان بگوييد و نشان دهيد كه دوستش داريد (البته بدون آنكه همسرتان تقاضا كند) چيست؟

پاسخ بعضي سوِالات به زمان زيادي احتياج دارد. براي پاسخ به اين سوِالات بهتر است هر دوي شما وقت بگذاريد. نگذاريد نداشتن پاسخ براي يك سوِال مانع بررسي ساير سوِالات شود. اگر پاسخ يك سوِال به تفكر بيشتري احتياج دارد ،فعلاً از آن بگذريد و به سراغ سوِال بعدي برويد. يادتان باشد بهترين ازدواج‌ها بر مبناي پايه و اساس محكم و قوي استوار شده‌اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 2:39 بعد از ظهر  توسط محمد   | 





<-PostTitle->





+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 8:51 قبل از ظهر  توسط محمد   | 

چند حكم فقهي درباره استخاره و دعا نويسي


     
استفتائات مقام معظم رهبري گاهى مشاهده مى شود نوشته هايى كه متضمن معجزات امام رضا عليه السلام هستند با قرار دادن آنها بين صفحه هاى كتابهاى زيارت كه در زيارتگاهها و مساجد وجود دارند، در بين مردم توزيع مى شوند و ناشر آنها هم در زير آنها نوشته است كه هر كس آن معجزه ها را بخواند واجب است آنها را به تعداد خاص بنويسد و در بين مردم توزيع كند تا به حاجت خود برسد، آيا اين مطلب صحيح است؟ و آيا بر كسى كه آنها را مى خواند، واجب است كه به درخواست ناشر عمل نمايد؟ ج:از نظر شرعى دليلى بر اعتبار اين امور وجود ندارد و كسى هم كه آنها را مى خواند ملزم به عمل به درخواست ناشر مبنى بر نوشتن آنها نيست.


س 1432: آيا پرداخت و دريافت پول در قبال نوشتن دعا جايز است؟
ج:دريافت يا پرداخت مبلغى به عنوان اجرت نوشتن دعاهاى وارده اشكال ندارد.
س 1433: دعاهايى كه نويسندگان آنها ادعا مى كنند كه در كتابهاى قديمى دعا نقل شده اند، چه حكمى دارند؟ و آيا اين ادعيه از نظر شرعى معتبر هستند؟ مراجعه به آنها چه حكمى دارد؟
ج:اگر دعاها از ائمه اطهار آ«عليهم السلامآ» نقل و روايت شده باشند و يا مضامين آنها حق باشد،تبرظ‘ك جستن به آنها اشكال ندارد. همانگونه كه تبرظ‘ك جستن به دعاهاى مشكوك به اين اميد كه از معصوم آ«عليه السلامآ» باشند، اشكال ندارد.
س 1434: آيا عمل به استخاره واجب است؟
ج:الزام شرعى در عمل به استخاره وجود ندارد ولى بهتر است بر خلاف آن عمل نشود.
س 1435: بنابر آنچه گفته مى شود كه در كارهاى خير نيازى به استخاره نيست. آيا در مورد كيفيت انجام آنها و يا در مورد مشكلات پيش بينى نشده اى كه در خلال انجام آنها ممكن است پيش بيايد، استخاره جايز است؟ و آيا استخاره راهى براى شناخت غيب محسوب مى شود يا اينكه فقط خدا از آن آگاه است؟
ج:استخاره براى رفع حيرت و ترديد در انجام كارهاى مباح است ، اعم از اينكه ترديد در اصل عمل باشد يا در چگونگى انجام آن .بنابر اين در كارهاى خير كه در آنها حيرت وجود ندارد، استخاره لازم نيست و همچنين استخاره براى آگاهى از آينده شخص يا عمل نمى باشد.
س 1436: آيا در مواردى مثل تقاضاى طلاق يا عدم آن استخاره با قرآن صحيح است؟ و در صورتى كه شخصى استخاره كند ولى طبق آن عمل نكند، حكم چيست؟
ج:جواز استخاره با قرآن يا تسبيح اختصاص به مورد خاصى ندارد، بلكه در هر امر مباحى كه شخص راجع به آن ترديد و حيرت داشته باشد بطورى كه قادر بر اتخاذ تصميم نباشد، مى توان استخاره گرفت و از نظر شرعى عمل به استخاره واجب نيست هر چند بهتر است انسان با آن مخالفت نكند.
س 1437: آيا استخاره با تسبيح يا قرآن درمسائل سرنوشت ساز مانند ازدواج جايز است؟
ج:شايسته است انسان در امورى كه مى خواهد راجع به آنها تصميم بگيرد، ابتدا تأمل و دقت كند و يا با افراد با تجربه و مورد اطمينان مشورت نمايد و در صورتى كه با اين كارها تحيظ‘ر او برطرف نشد، مى تواند استخاره كند.
س 1438: آيا چند بار استخاره براى يك كار صحيح است؟
ج:چون استخاره براى رفع حيرت است، بنابر اين بعد از برطرف شدن حيرت با استخاره اول ، تكرار آن معنى ندارد مگر آنكه موضوع تغيير كند.
س 1439: گاهى مشاهده مى شود نوشته هايى كه متضمظ‘ن معجزات امام رضا آ«عليه السلامآ» هستند با قرار دادن آنها بين صفحه هاى كتابهاى زيارت كه در زيارتگاهها و مساجد وجود دارند، در بين مردم توزيع مى شوند و ناشر آنها هم در زير آنها نوشته است كه هر كس آن معجزه ها را بخواند واجب است آنها را به تعداد خاص بنويسد و در بين مردم توزيع كند تا به حاجت خود برسد، آيا اين مطلب صحيح است؟ و آيا بر كسى كه آنها را مى خواند، واجب است كه به درخواست ناشر عمل نمايد؟
ج:از نظر شرعى دليلى بر اعتبار اين امور وجود ندارد و كسى هم كه آنها را مى خواند ملزم به عمل به درخواست ناشر مبنى بر نوشتن آنها نيست.
تبيانت

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 7:7 قبل از ظهر  توسط محمد   | 

احكام صدقه (طبق فتواي آيت الله صانعي)

1 - صدقه را بيان فرماييد.
 هر عطيه و بخشش بلاعوضى كه قربة الى اللّه داده شود, صدقه است , و حدو نصاب خاصى هم نـدارد .
صـدقه انسان را از انواع بلاها, امراض , آتش سوزيها,تصادفات , غرق , هدم , جنون ومرگهاى نـاگـوار حفظ, و آنها را دفع مى كند, دراين رابطه رسول اكرم (ص ) تا هفتاد نوع بلا را برشمرده و بيان فرموده است .
و همه اينها غير از اجر فراوان اخروى و معنوى است كه بر صدقه مترتب مى گردد. خداوند صدقه را برخلاف همه چيزهايى كه ديگران را موظف و وكيل در گرفتن آنها نموده است , خـود بـا دسـت خـويـش اخـذ مـى كند. اءلم يعلموا اءن اللّه هويقبل التوبة عن عباده و ياءخذ الصدقات و اءن اللّه هو التواب الرحيم .
2- آداب دادن صدقه را بيان فرماييد.
ج - 1 - صدقه از پاك ترين , حلال ترين و محبوب ترين مالها باشد.
در قرآن كريم آمده است : يا اءيها الذين آمنوا اءنفقوا من طيبات ما كسبتم و ممااخرجنا لكم من الا رض ولاتـيـمـمـوا الـخـبـيـث مـنه تنفقون ولستم باخذيه الا ان تغمضوا فيه واعلموا ان اللّه غنى حميد.  نيز آمده است : لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون و ما تنفقوا من شى ء فان اللّه به , عليم .
از امام صادق (ع ) منقول است كه حضرتش شكر را براى دادن صدقه , كنارمى گذاشته اند, و وقتى از ايـشـان سـؤال شـد, كـه چرا شكر را صدقه مى دهيد؟
فرمودند: نزد من چيزى محبوبتر از شكر نيست , و من دوست دارم محبوب ترين چيز نزد خودم را صدقه دهم .
 2 - مـخفى باشد, به نحوى كه اگر با دست راست صدقه مى دهد, دست چپ آن را نفهمد, مگر آنكه متهم به ترك مواسات و كمك كردن به ديگران شود,يا بخواهد كه ديگران به او اقتدا و در صدقه دادن اسوه باشد.
بـايد دانست كه صدقه مستحب برعكس صدقه واجب (يعنى زكات ) است كه ازآدابش علنى دادن است , لذا شهيد در دروس فرموده است : والصدقة سراافضل الا ان يتهم بترك المواساة او يقصد اقتداء غيره به , اما الواجبة فاظهارهاافضل .
3 - صدقه دهنده دست خود را ببوسد, زيرا صدقه قبل از قرار گرفتن در دست گيرنده , در دست خداوند قرار مى گيرد, لذا بايد دست خود را احتراماببوسد.
4 - بـايـد صـدقـه گيرنده هم دست خود را ببوسد, چون صدقه از دست خداونددر دستش قرار گرفته است .
5 - صـدقه گيرنده در حق صدقه دهنده دعا كند, چرا كه دعايش در حق اومستجاب است , بلكه بايد از او درخواست دعا شود به طورى كه نه تنها باعث ذليل شدن و خرد شدن شخصيتش نباشد, وسيله اى براى احترام زيادتر به اوهم باشد.
داد.
8 - بايد مريض صدقه را با دست خودش بدهد, و از صدقه گيرنده هم محترمانه براى رفع كسالت و مريضى وخوب شدن خود, درخواست دعا كند.
9 - فـرزنـدان بـه دست خودشان صدقه بدهند, يعنى مثلا پدر به آنها امر كند كه صدقه بدهند, تا محفوظ بمانند.
3- در چه مواردى صدقه دادن داراى خصوصيت است ؟
1 - اول روز و اول شب كه بلاى آن روز و شب را دفع مى كند.
2 - هـنگام رفتن به سفر كه براى جلوگيرى از خطرها, تصادفات و حوادث مفيداست , بلكه حتى نـحوست ايام سفر راهم دفع مى كند, لذا اگر انسان بخواهد درايامى كه سفر در آنها نحس حساب شده , مسافرت كند, بايد صدقه بدهد و بعدهم مسافرت كند تا اگر نحوستى دارد برطرف شود.
3 - وقت توقع بلا يا ترس از رسيدن سوء كه از آنها جلوگيرى مى كند.
4 - در اوقـات شـريف مثل روز جمعه , روز عرفه , ماه رمضان , چرا كه فضيلت زمان در استحباب و فضيلت صدقه مؤثر, و صدقه در امثال اين گونه اوقات ازصدقه در بقيه اوقات افضل است .
5 - صدقه در زمان مرض , چرا كه در روايتى از امام صادق (ع ) آمده است : داووامرضاكم بالصدقة , مريضهايتان را با دادن صدقه , مداوا كنيد. 
6 - صـدقـه دادن خـود انـسـان در حـال حيات و سلامتى نه وصيت و سفارش به آن بعد از مرگ , چنانكه هنگامى كه از پيغمبر(ص ) از افضل صدقه سؤال شد,فرمود: افضل صدقات صدقه در حال سـلامـتـى اسـت و بـا فرض اينكه اميد به زندگى خود دارد, و مى ترسد كه خود هم بعدا نيازمند شـود, و مـعلوم است كه وصيت به صدقه و بر نسبت به بعد از مرگ , گوياى گذشت كامل آدمى از مال نيست , چون براى زمانى دستور صدقه مى دهد كه خود از آن اموال جدا شده , ومعلوم هـم نـيـسـت كه به آن عمل شود, و ورثه از آن مال چشم پوشى كنند, اساساچگونه كسى كه خود حاضر به گذشت از مال نبوده است , از ورثه توقع گذشت دارد؟ 
7 - مديون كه مى تواند با دادن صدقه توفيق اداى دين پيدا كند, و خداوندمقدمات اداى دينش را فراهم كند.
8 - مـوردى كـه انـسـان بـترسد مالش به وسيله دزد و امثال آن از بين برود, چراكه اثر صدقه در چنين موردى , جلوگيرى از تلف شدن و سرقت مال است .
9 - صـدقـه بعد از پايان يافتن اعمال حج با خريدن مقدارى خرما - حداقل به قيمت يك درهم - تا كفاره اى باشد براى محرماتى كه ممكن است رخ داده باشد, و سبب كفاره اى جزئى شده باشد, در حالى كه خود او متوجه آن نبوده است .
 افضل صدقات را بيان فرماييد.
1 - تـوسـعـه بـر عـيـال , كـه از اعـظـم صدقات مى باشد چرا كه شهيد در دروس فرموده است : والتوسعة على العيال من اعظم الصدقات .
 2 - صدقه كسى كه وضع مالى اش رو به راه است , كه افضل الصدقة عن ظهرغنى .
 3 - صـدقـه اى كه همراه با ايثار نسبت به خودش باشد نه عائله و زن و فرزند,چرا كه درباره زن و فـرزنـد گـفته شده كه عدم ايثار و توسعه افضل الصدقه است ,و اساسا هر جا كه امر به ايثار شده , ناظر به حال خود ايثارگر و شخص او است والا ايذاى ديگران (نظير عائله و وابستگان ) و در حرج و مشقت قرار دادن آنان كارى مذموم , بلكه در بعضى موارد حرام است .
4 - ضيافت و مهمانى دادن .
5 - صدقه به خويشاوندان , چرا كه اصولا با فرض وجود رحم محتاج , صدقه دادن به ديگران مكروه است , بلكه امام باقر(ع ) فرموده است : لاصدقة و ذورحم محتاج , با بودن خويشان نيازمند, صـدقه به ديگران , صدقه محسوب نمى شود, و از رسول خدا صلوات اللّه عليه هم نقل شده كـه فـرمـود: صـدقـه بـه اقـارب هـفتاد برابر است در حالى كه صدقه معمولى ده برابر است (من جاءبالحسنة فله عشر امثالها).
نـاگـفته نماند كه از آنجا كه صدقه به ارحام از مصاديق صله رحم است , باعث طول عمر و زيادى آن مى شود, كما اينكه صدقه نيز بهتر در محلش واقع مى شود چون صدقه دهنده شناخت بيشترى از گـيرندگان صدقه دارد, و آنان احساس ناراحتى نمى كنند (چون كمك و معاونت را مربوط به ارحـام و ازخودشان مى دانند), يا اگر هم احساس ناراحتى كنند, به مراتب , كمتر ازاحساس ناشى از صـدقـه بـيگانه است , و از همه گذشته دعا و خوشى آنها چون ازاقارب و ارحامند, در زندگى انسان اثر بسزايى دارد.
در اينجا براى توجه زيادتر و آشنايى بيشتر با ارزش و معنويت صدقه به ارحام به نقل روايتى بسنده مى كنيم : عن الحسين بن زيد عن الصادق عن آبائه (ع ) عن النبي (ص ) (فى حديث المناهي ) قال : و من مشى الـى ذي قرابة بنفسه و ماله ليصل رحمه اعطاه اللّه عزوجل اجر مائة شهيد, و له بكل خطوة اربعون الـف حـسنة , و محي عنه اربعون الف سيئة , و رفع له من الدرجات مثل ذلك , و كان كاءنما عبداللّه عزوجل ماءة سنة صابرا محتسبا. صدقه به ارحام از آنچنان مطلوبيتى برخوردار است كه حتى اگر رحم , دشمن هم باشد, باز صدقه دادن به او مستحب , و از افضل صدقات است .
6 - صدقه به دانشمندان , علما و متعلمان .
7 - صدقه به ذريه رسول خدا(ص ).
8 - آب دادن .
9 - حج از طرف ميت .
10 - صـدقه براى اموات كه دستشان از دنيا و چاره جويى كوتاه است , و سخت به اعمال خيرزنده ها نيازمندند.
11 - بذل جاه , آبرو و شخصيت (يعنى واسطه شدن به نفع مظلوم ).
12 - هديه بردن براى برادران مؤمن .
13 - صدقه اى كه قبل از درخواست به كسى داده شود.
14 - صدقه اى كه با سرعت و تعجيل داده شود.
15 - صدقه اى كه دهنده اش آن را كوچك بداند, و مستور و پوشيده اش بدارد.
16 - سخن لين و نرمى كه باعث هدايت انسان , رفع تخاصم و يا امور خير ديگرشود.
در خـاتـمـه بايد توجه داشت كه شهيد(ره ) در كتاب دروس فرموده است : غذادادن به حشرات زمينى و ماهيهاى دريا ثوابى عظيم دارد, كما اينكه فرموده است : شكر منعم با دادن صدقه , واجب , و كفر ورزيدن نسبت به او حرام است .
4- فوايد دنيوى صدقه را اجمالا بيان فرماييد.
ج - بـلايـا, گـرفـتـاريـهـا, تصادفات , خطرات , مرگهاى ناگوار.. .
تا هفتادنوع بلا را دورو از آنها پيشگيرى مى كند, كما اينكه روزى را زيادتر, بدهكارى ها را ادا, مريض را معالجه مى كند, فرزندان را از مـرگ نـجـات مـى دهـد, و محفوظ مى دارد, و مال را از نابودى و خطر سرقت و غير آن حفظ مى كند.
هـمـه آنـچـه كـه گفته شد, مستفاد از سنت و روايات اهل بيت صلوات اللّه عليهم اجمعين است , وتجربه نيز آن را تاءييد و تصديق مى كند.
 5- در چه مواردى صدقه , حرام است ؟
ج - صدقه در چند مورد حرام است : 1 - صدقه با مال حرام و با مال مردم .
2 - صـدقه بدهكارى كه باعث مى شود نتواند بدهى خود را كلا يا بعضا ادا كند,چرا كه در حقيقت صدقه چنين فردى , مانع اداى حقوق الناس است .
3 - صدقه اى كه مانع پرداختن نفقه به واجب النفقه , و سبب تضييع حق آنهاشود.
4 - صدقه اى كه سبب شود كه به بدنش خسارت و ضرر مهمى وارد شود, مثل اينكه سبب جراحت و زخمى غيرقابل تحمل شود, به طورى كه بر آن , جنايت بر بدن صدق كند.
5 - صدقه دادن همه اموال با وجود داشتن فرزندان و عائله اى كه بعد از آن محتاج به خلق , و سربار جامعه شوند, ياخودش سربار جامعه و كل برناس شود.
6 - صـدقـه دادن همه اموال با فرض اينكه بعد از آن , قدرت بر صبر و تحمل راندارد, و به خداوند اعتراض و از او شكايت مى كند, و خود را به هلاك يااهلاك وفساد يا افساد مى اندازد.
7 - صـدقـه اى كـه همراه با منت و ذليل كردن گيرنده صدقه , و از بين بردن شخصيت و تضييع آبروى او باشد, و عظمتش را در جامعه از بين ببرد.
8 - صدقه زن از اموال شوهر بدون كسب اذن و رضاى او.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 7:6 قبل از ظهر  توسط محمد   | 

الگويی از رفتار معقول دو جنس مخالف

nn12.jpg

نوشتار حاضر تحت عناوين زير سامان يافته است :
الف ) مدخل بحث  ب ) طرح آيات مربوطه
 ج) درسهايی از الگوی قرآنی در ارتباط دختر و پسر  د) جمع بندی و نتيجه گيری
الف) مدخل بحث :
در مقدمه نوشتار ، برای ورود به بحث تأمل بر روی نکاتی چند در رابطه با مفهوم الگو ضروری می نمايد :

1 ) واژه الگو را مرحوم دهخدا در لغت نامه ، در معانی سر مشق ، مقتدی ، اسوه ، قدوه ، مثال ، نمونه آورده است . و در اصطلاح ، "آلن بيرو" ، الگو" را بدين نحو تعريف نموده است :
الگو آن چيزی است که شکل گرفته و در يک گروه اجتماعی به اين منظور که به عنوان مدل يا راهنمای عمل در رفتارهای اجتماعی به کار می آيد ، حضور می يابد . از ديدگاهی هم کارکردی و هم _ روانی _ اجتماعی بايد گفت الگو ها آن شيوه های زندگانی هستند که از صوری فرهنگی منشأ می گيرند .
افراد بهنگام عمل بطور طبيعی با اين الگو ها سروکار دارند و اعمال آنها با اين الگوها تطابق می يابند .
2 ) واژه الگو ( pattern ) که کاربردی در علوم اجتماعی و تربيتی دارد ، از سوی بعضی محققين معادل و مترادف واژه "اسوه" گرفته شده که در فرهنگ دينی و اسلامی مستعمل است .
مثلاً گفته می شود که "اسوه نيز همچون معادل فارسی الگو ، علاوه بر آنكه بر نمونه های عينی و مصاديق خارجی امور و مفاهيم اطلاق می شود ، به معنی طرحها و روشهای عمل و سلوک نيز می باشد ." و حال آنکه بعضی ديگر معتقدند که اگر اسوه ها را افرادی بدانيم که از افق هاي بلند و بسيار دور دست ، مردمان اعصار مختلف را تحت تأثير خود قرار می دهند . در سطحی محدود تر می توان از الگوها ياد کرد که در محيط خويش با ديگران تفاوت دارند و می توانند نمونه های عينی برای سر مشق گرفتن نوجوانان و جوانان باشند.
3 ) از جمله روشهای تربيتی برای ساختن و بازسازی جسم و جان افراد ، بهره بردن از روش " توجه دادن به الگوها است."
اگر چه الگوها می توانند " بد يا خوب باشند ، ولی در يک نظام تربيتی ، تمرکز و توجه به الگوهای خوب و حسن است . در اين پژوهش نيز به عنوان الگوی حسنه " روابط دختر و پسر " از نگاه دينی به ترابط " موسی و دختران شعيب " توجه و تأکيد شده است .
ضمناً معنای الگو در این پژوهش متفاوت از اسوه گرفته شده تا کليه نقش آفرينان در اين داستان بتوانند پند آفرين و مدل تربيتی باشند و واضح است که "موسای" قبل از پيامبری که در اين نوشتار مورد تأمل قرار گرفته ، به تعريف الگوی متفاوت از اسوه نزديک است . ( در قرآن مجيد از دو پيامبر تحت عنوان اسوه ياد شده است . حضرت ابراهيم ، سوره ممتحنه / 4 و پيامبر اسلام ، احزاب / 21 )
ب) طرح آيات مربوطه :
بدنيست ، قبل از هر گونه داوری و تحليل در روابط دختر و پسر ، الگوی منتخب در قرآن ، به نقل از ابن کتاب مقدس عيناً منعکس گردند . اين داستان را می توانيم در سوره قصص از آيه 23 به بعد ببينيم (4) : داستان مربوط به زمانی است که حضرت موسی از شهر مصر با حال ترس و نگرانی از دشمن به جانب مدين بيرون رفت . در آيه 23/ قصص می خوانيم " و چون به سر چاه آبی در حوالی شهر مدين رسيد ، آنجا جماعتی ديد که حشم و گوسفندانشان را سيراب می کردند .
و دو زن را يافت که دور از مردان در کناری به جمع آوری و اختلدها گوسفندانشان مشغول بودند . موسی به جانب آن دو رفته ، گفت شما اينجا چه کار می کنيد ؟ گفتند که منتظريم تا مردان ، گوسفندانشان را سيراب کرده ، باز گردند ، آنگاه گوسفندان خود را سيراب کنيم و پدر ما مردی سالخورده است . "
در آيه 24 / قصص اشاره شد که موسی گوسفندانشان را سيراب کرد و دست به دعا برداشت . در آيه25/ قصص آمده " موسی هنوز از دعا لب نبسته بود ، ديد که يکی از آن دو دختر با کمال وقار و حياء باز آمده گفت پدرم از تو دعوت می کند تا به منزل ما آيی و در عوض سقايت گوسفندان ما به تو پاداش دهد. چون موسی نزد او ( شعيب ) و دختران رسيد و سرگذشت خود را با شعيب حکايت کرد ، شعيب گفت اينک هيج نترس که از شر قوم ستمکار نجات يافتی ." در آيه 25/ قصص می خوانيم . " يکی از آن دو دختر ( صفورا ) گفت : ای پدر اين مرد را به خدمت خود اجير کن که بهتر کسی که بايد به خدمت برگزيد ، کسی است که امين و تواناست . " و در آيه 26/ قصص آمده" شعيب گفت : من اراده آن دارم که يکی از دو دخترم را به نکاح تو در آورم ... " و در آيه بعد از پذيرش اين عهد از سوی موسی سخن به ميان آمده است .
اگر پذيرفته شده باشد که طرح داستانها در قرآن گزافه نبوده بلکه برای درس ، پند و عبرت است ، در اينصورت بازيگران و نقش آفرينان قصه ها و داستانها الگوهای خوب يا بدند و نقش آفرينان _ مثبت ، الگوهای حسنه قرآنند . با اين نگاه اکنون به درسهايی که از اين الگوی حسنه قرآنی برای ارتباط دختر و پسر می توان آموخت ، می نشينيم .
ج ) درسهايی از الگوی قرآنی در ارتباط دختر و پسر :
1) اگر در اين داستان ، دختران شعيب ، الگوی دختران و موسی ، الگوی پسران در روابط دختر و پسر باشد حداقل دو الگوی ارتباطی در اين داستان نفی می شود ، اول : الگويی که از ترابط آزاد و بی حد و حصر پسر و دختر دفاع می کند . زيرا ديديم که نقل قرآنی دليل آنکه دختران نخواستند با جنس مخالف براحتی اختلاط ، بلکه حتی ارتباط بگيرند .
دوم : الگويی که نفی مطلق ازتباط دختر و پسر می کند . اين الگو نيز از نگاه قرآنی مردود است ، زيرا موسی وقتی دختران را در کنار چاه ديد ، با آنها ارتباط کلامی گرفت و از مشکل آنها پرسيد و اين تعامل حکايت ازمشروعيت از تباط کلامی بين دختر و پسر در صورت ضرورت و نياز دارد .
پس الگوی مطلوب دينی در ارتباط دختر و پسر ، پذيرش ارتباط مقيد و مشروطً است ، نه نفی ارتباط مطلقاً و نه وجود هر گونه ا زتباط مطلقاً .
در آيات ديگر از قيود تعامل دو جنس مخالف ، خودداری از نگاه ناروا است ، که از آن در سوره نور 30و31 به "غض" بصر ياد شده است . در قرآن فرمان و دستور آن نيست که زن و مرد و دختر و پسر در ارتباط با هم "غمض" بصر که بستن چشم است ، داشته باشند بلکه فرمان ، غض بصر است که منظور کنترل چشم از نگاه خيره ، هوس آلود ، مريض و کنترل نشده است . و اين نکته يعنی ارتباط مقيد دو جنس از نگاه دينی .

2) از جمله نکات بسيار مهم که در ترابط دختر و پسر در آيات مورد بحث مطرح شده ، شيوه راه رفتن دختر شعيب نزد موسی است . (گر چه مشهور آن است که شعيب اين آيات همان شعيب پيامبر است ولی بعضی از علماء مثل عبدالله ابن عباس ، آنرا غير از شعيب پيامبر می دانند )
در آيه 26 / قصص اين قيد را "مشی با حيا" ( تمشی علی استحياء ) ذکر نموده است . در تعامل دختر با پسر مشی مبتنی بر حياء ، عفاف ، وقار ، متانت بسيار حائز اهميت است . زيرا شيوه حرکت ، سبک سخن گفتن ، نحوه لباس پوشيدن حامل پيام است و در هر فرهنگی ، با مخاطبش سخن می گويد .
لازم به توضيح است که برخورد متکی به " حيا " ، با برخورهای غلط ديگر از اساس متفاوت است .
" حيا " يک صفت پسنديده اخلاقی است و عبارت است از کنترل ارادی رفتار خويش ، به منظور حفظ حريم بين خود و ديگران . حيا ، رفتاری است اختياری و ارادی ، در حاليکه " شرم " ، يک نوع ناتوانی در اظهار وجود و ابراز خود است شرم و خجالت يک حالت هيجانی است که فرد در آن به شکل غير ارادی ، از انجام عملی و يا بيان عقيده ای و يا حضور در جمع و جماعتی ، خودداری می کند . در چنين و ضعي ، فرد مضطرب است و بر رفتار خود تسلط اندکی دارد و
حال آنكه در حياء‌ فرد بر خود مسلط است . در حياء‌ نيز فرد از انجام دادن اعمال و بيان گفتار و يا برخورد مستقيم با فرد يا افراد اجتناب مي ورزد ، لكن اين اجتناب و خودداري مبتني است بر خونسردي،آرامش و هشياري فرد . در چنين شرايطي ، فرد علي رغم توانايي در تحقق يك عمل ، بنا به دلايلي عقلاني ، ‌از تحقق آن اجتناب مي كند .
در آيه از حياء در رفتار دختر شعيب سخن به ميان آمده، اما رعايت " حيا " در تعامل دختر و پسر مختص دختران نيست . چنانچه در روايات ذيل همين آيات ، وقتی که موسی به منزل شعيب از طريق همين دختر فرا خوانده می شود ، می خوانيم که دختر برای راهنمايی از پيش او حرکت می کرد و موسی پشت سرش . باد بر لباس دختر می وزيد و ممکن بود لباس را از اندام او کنار زند . حياء و عفت موسی اجازه نمی داد ، چنين شود . از اين رو به دختر گفت : من از جلو می روم ، بر سر دوراهيها و چند راهيها ، مرا راهنمايی کن .
حاصل آنکه اولاً : دختر و پسر از هر گونه ارتباط نفی نشده اند و در صورت نياز می توانند با هم سخن بگويند : ثانياً : کلام ، لباس و شيوه رفتاری ، حامل بار معنايی است و زبان دارد . از اين رو بايد در رنگ لباس ، نوع آن ( تنگ ، کوتاه ، آستين نامناسب و ... ) ، کفش ، و انتخاب کلمات و طرز ادای آن ( با طنازي و نرم و ... ) دقيقاً رعايت حياء را نمود ؛ ثالثاً : رعايت عفاف و حيا ويژه جنس خاصي نيست و پسر مهذب و دختر عفيف در ترابط هر دو بايد رعايت همه جوانب آسيب پذير به حيا و عفاف و وقار را بنمايند . رابعاً : مراد از حيا ، انزواگرايی ، کناره گيری و برخوردی مبتنی بر شرم نيست .
با اين توضيح برداشت آنانی که ذيل آيه گفته اند " شايد يک داستان نويس امروز که پروای قلم و نوشتن نيز نداشته باشد در ترسيم اين لحظه ( زمان مواجهه دختر با موسی برای دعوت کردن به نزد پدر ) به صورت گل انداخته از شرم دختر اشاره می کرد ، اما قرآن شرم را در گامهای دختر توصيف می کند ، نه درسيمای او . بی آنکه از دست و پا گم کردن ، توصيف و نشانی باشد ."  اين برداشت ناصواب است ، زيرا برخورد شرم آميزی در کار نبوده تا قرآن از دستپاچگی دختر گزارش دهد ، بلکه برخورد مسلط و مبتنی بر حيا بوده است و آيه نيز بدان اشعار دارد و برخورد شرمگينانه در ترابط دختر و پسر مذموم است و حال آنکه گام برداشتن بر گستره حياء ممدوح و مطلوب است و اين درسی است از كه آن الگوی قرآنی استنتاج می گردد .
3) امروزه آنچه در سطح جامعه ما به عنوان مشکل اساسی در سطح خانواده و محيطهای آموزشی رخ می نمايد وجود روابط پنهانی بين دختران و پسران است . و حتی از جمله عوامل زمينه ساز در برقراری روابط پنهانی ، احساس رسالت برخي از دختران و پسران به منظور يافتن دوست براي يكديگر است . در برقراري روابط پنهاني می بايد به نقش عواملی که اولين پيوندها را ايجاد می کند و همين پيوندها موجبات استمرار روابط پنهانی را فراهم می آورند نيز به خوبی توجه کرد .
اما آيا از آيات مورد بحث و از اين الگوی قرآنی در رابطه با معضل روابط پنهانی و راههای مواجهه با آن می توان درس و پندی آموخت ؟ به نظر می رسد که آنچه که در منابع روايی آمده گره گشاست که چون آن دو دختر بر خلاف عادت هر روزه بزودی به خانه برگشتند و گوسفندان را با خود آوردند ، پدرشان که ا ز زود آمدنشان تعجب کرده بود ، پرسيد : چه سبب شد که امروز به اين زودی بازگشتيد ؟ دختران گفتند:مرد صالحی بر سر چاه بود که با مشاهده وضع ما بر ما ترحم کرد و گوسفندانمان را آب داد و ما زود تر به خانه آمديم .
به عبارت ديگر روابط پنهاني عميق و کثير يکدفعه شکل نمی گيرد . با برخورد اتفاقی ، خصوصاً اگر در قالب رفع مشكل و حاجتي باشد كه بر قلب و لسان آدمي اثر مطلوب بگذارد ، به سمت روابطي گسترده تر و احيانا نامطلوبتر مي رود . در اينجا از راههاي آسيب زدايي در ارتباط دختر و پسر آن است كه همان اولين برخورد ،‌ در فضاي خانوادگي مطرح شده و افراد مجربتر و والدين سرد و گرم چشيده ، راهنمايي هاي لازم را در اختيار نسل جوان قرار دهند . در صورتيكه دختر و پسر مشكلات و حوادث جديد و برخورد قابل توجه روزانه را با افراد مجربتر در فضاي خانواده مطرح كنند و والدين نيز بتوانند نقش مفيد ، راهنما و سازنده ايفاد كنند . با روابط پنهاني و ناسالمي كه محتمل است متعاقب برخورد اول شكل گيرد ، گرفته مي شود .
البته واضح است كه چنين اقدامي ، اولا : روابط صميمي والدين و نوجوانان و جوانان را مي طلبد . بايد فرزندان محيط خانه را سالم ، امن و قابل اعتماد احساس كنند تا درد دلها و مشكلات را با والدين در ميان بگذارند . ثانيا : والدين بايد شرايط نسل بعدي را درك كنند و سعة‌ صدر داشته باشند ،‌ تا واقعيتها را بشنوند و به راه حلها بينديشند . اين چنين اقدامي از « انقطاع نسلها » در محيط خانواده جلوگيري نموده و ضمن ايجاد فضاي سالم در نظام خانوادگي ، به راه حلهاي مطلوب نيز مي رسند .
چنين پيامي را به وضوح از الگوي قرآني روابط دختر و پسر مي توان آموخت ، زيرا دختران آنچه را كه رخ داده بود با پسر جواني در خانواده مطرح مي كنند و پدر حكيمانه نسبت به آن عكس العمل نشان داد .
نه تنها دختران را در ارتباط گرفتن با آن پسر سرزنش نكرد ، بلكه دخترش را به دنبال آن فرد صالح فرستاد و ...
4) از نكاتي كه در فرهنگ عاميانه ، ‌ارزش تلقي نمي شود و شايد حتي ضد ارزش نيز قلمداد شود آن است كه براي تشكيل زندگي مشترك ، دختري از پسري خواستگاري نمايد . حال با توجه به الگوي قرآني مورد بحث در ارتباط دختر و پسر ،‌ پرسش اساسي آن است كه آيا از نگاه ديني ،‌ براي زندگي مشترك دختر در انتخاب شريك زندگي مي تواند پا پيش بگذارد يا خير ؟
در رابطه با پرسش حاضر چند نکته قابل بحث اند :
اول : ارتباط دختر و پسر حيطه عامی دارد که يکی از موارد و مصاديق آن روابط دختر و پسر برای ازدواج است .
روابط می تواند اداری باشد ( ارتباط دو همکار اداری يا يک فرد اداری با جنس مخالف از مراجعه کننده )
اين تعامل می تواند تحصيلی باشد و ... اما ارتباط دختر و پسر برای رسيدن به زندگی مشترک ، ارتباط عميقتر و حساستری است و از اين رو در فتاوای فقهی عليرغم حساسيت های ويژه ، آزادی عمل زيادی را در ارتباط بين دو جنس مخالف پذيرفته است مثلاً امام خمينی درباره زن و مرد و پسر و دختر که برای ازدواج اقدام مي كنند بر اين باور بودند كه « هر يك از زوجين مي توانند بدن ديگري را با شرايط ذيل به منظور تحقيق ببيند : نگاه به قصد لذت و ريبه نباشد ؛ 2) ازدواج متوقف براين نگاه باشد ؛ 3) مانعی از ازدواج اين دو در ميان نباشد . "
دوم : آنچه که ا زآيات مورد بحث به عنوان الگوی قرآنی تعامل ارتباط دخترو پسر استنباط می شود آن است که اين يکی از دختران است که به پدرت گفت:
" يا اَبت استأجره ، اِن خير من استاجرت القوی الامين " ( قصص / 26 ) ، ای پدر اين مرد را به خدمت خود اجير کن که بهتر کسی که بايد به خدمت برگزيد ، که امين و تواناست .
و پدر با پذيرش اين پيشنهاد ، به موسی طرح ازدواج با اين دختر را باشرايطی مطرح کرد ( قصص / 27 ) به عبارت ديگر ، در اصل دختر با ظرافت خاصی و به صورت غير مستقيم ، پيشنهاد ازدواج با موسی را داد .
اينجاست که از آيه مورد بحث می فهميم که دختران در گزينش همسر ، خصوصاً اگر فرد مناسب و ايده آلی را سراغ دادند می توانند و بايد فعال باشند ولی اگر طرح مسأله را مستقيماً ،به مصلحت نمی دادند ، با تمهيد مناسب و يا با واسطه ای ، پيشنهاد خود را برای مطلوب و محبوب خود مطرح نمايند .
پس خواستگاری دختر از پسر نيز مانند خواستگاری پسر از دختر هم " عقلا" قابل دفاع است و هم " نقلا". و در نقل نيز آيات مورد بحث شاهدی از کتاب خدا درباره خواستگاری مرد است .اين تأ ييد را در سيره نبوی نيز مثلاً در داستان زير مي توان ديد . داستانی که با اندک اختلاف در کتب شيعه و سنی آمده است ، ا ز اينقرار : زنی آمد بخدمت پيامبر اکرم و در حضور جمع ايستاد و گفت : يا رسول الله مرا به همسری خود بپذير . رسول اکرم در مقابل تقاضای زن سکوت کرد ، چيزی نگفت ، زن سرجای خود نشست . مردی از اصحاب بپا خاست و گفت : يا رسول الله ، اگر شما مايل نيستيد ، من حاضرم . پيغمبر اکرم سوال کرد : مهر چی مي دهی ؟ هيچی ندارم . اينطور که نمی شود ، برو به خانه ات شايد چيزی پيدا کنی و به عنوان مهر به اين زن بدهی .... مرد خواستگار حرکت کرد برود ، رسول اكرم او را صدا کرد : آهای بيا . آمد . بگو ببينم قرآن بلدی ؟ بلی يا رسول الله ، فلان سوره و فلان سوره را بلدم . می توانی از حفظ قرائت کنی ؟ بلی می توانم . بسيار خوب درست شد . پس اين زن را به عقد تو در آوردم و مهر او اين باشد که تو به او قرآن تعليم بدهی . مرد دست زن خود را گرفت و رفت " .
سوم : اما اينکه دختر شعيب به دو ويژگی موسی اشاره داشته و گواهی می دهد : يکی اينکه او قوی و نيرومند ا ست و ديگر آنکه او امانتدار و مورد اعتماد است. اين مدعای دختر خاستگاهش کجاست؟ از چه رو او مي تواند به چنين باوری رسيده باشد؟ در اين رابطه مفسرين از جمله گفته اند "قوت او را به هنگام کنار زدن چوپانها از سر چاه برای گرفتن حق اين مظلومان و کشيدن دلو سنگين را يکه و تنها از چاه فهميده بود و امانت و درستکاريش آن زمان روشن شد که در مسيـر خانه شعيب ، راضی نشد ، دختر جوان پيش روی او راه برود ، چرا که ممکن است باد لباس او را جابجا کند . بعلاوه از خلال سرگذشت صادقانه اي که برای شعيب نقل کرد نيز قدرت او در مبارزه با قبطيان روشن می شود . هم امانت و درستی او که هرگز با جباران سازش نکرد و روی خوش نشان نداد .
از اين الگوی قرآنی در روابط دختر و پسر ، حداقل نکته ای که در بحث اخير می توان آموخت آن است که در صورتيکه اين ارتباط قرار باشد که به زندگی مشترک منتهی گردد ، بايد طرفين به ويژگيهای مناسب هم توجه کنند و اين ويژگی ها بايد جامع باشد هم خصايص مناسب جسمی ( در اين آيه قدرت و قوی بودن مرد ) و هم خصايل مناسب روحی و اخلاقی ( در اين آيه امانت و درستکاری ) را در برداشته باشد .
د ) جمع بندی و نتيجه گيری :
1 ) طرح داستانهای قرآنی ، صرفاٌ مطرح کردن قصه و يا رماني نيست ، بلکه بار هدايتی آنها مورد توجه است و بايد غايات داستانها و جوهره آنها را يافت  و سرلوحه زندگی قرار داد . اگر قرآن مجيد کتاب انسان سازی است و اگر اسلام دين کامل است ، بايد برای مسأله روابط دختر و پسر طرح ، ايده و الگو ارائه نمايد و چنين کاری در سوره قصص صورت پذيرفته و با تأمل در ابعاد موضوع می توان برای شرايط حاضر نکات اساسی در تعامل و ترابط دختر و پسر آموخت :
2 ) در اين داستان قرآنی ، بازيگران و نقش آفرينان دو جنس مخالف هستند ، که هر دو فعالند ، طرفين هر دو پيامهای سازنده برای ديگران دارند . مرد داستان ، در نهايت لقب قوی و امين را از آن خود می کند و زن داستان ، صفت حياء را به خود اختصاص می دهد و بر بال حياء راه می رود :
3 ) در اين داستان اصل ارتباط دختر و پسر ، به عنوان يک ضرورت زندگی پذيرفته شده است ولی اين ارتباط ، يک ارتباط عاطفی ، پنهانی و بی حد و حصر نيست و با قيودی مورد پذيرش قرار گرفته است .
4) از نکاتی که از اين الگو قابل استنتاج است اينکه دختر و پسر در روابط عادی و ضروری نه بايد شرم بيجا داشته ، دستپاچه شده ، مضطرب شوند و نه بايد پرخاشگری نموده و به يکديگر اهانت کنند ، بلکه خوب است با شناخت از واقعيتهای جنس مخالف و از بين بردن ترسها ، دلهره ها ، هيجانها و نيز احساس خصومت و خشونت نسبت به يکديگر ، با خونسردی و صلابت شخصيت با جنس مخالف برخورد نموده و از رفتار سبک ، خودنمايی و جلب توجه جنس مخالف به وظايف محوله در اجتماع عمل کنند .
5 ) اگر ارتباط دختر و پسر قرار است که به ازدواج منجر گردد ، مناسبتی ندارد که يک روابط پنهانی و مکتوم باشد ، بلکه با هماهنگ نمودن خانواده ها در شرايطی تا حد قابل توجهی می توانند از يکديگر شناخت جسمی و روحی کسب نمايند . روابط پنهانی دختر و پسر آسيبهای فردی ، اجتماعی و ... دارد که بايد از آن پرهيز نمود .
6) در روابط سالم بين دو جنس مخالف . اصل نبايد برتظاهر ، ريا و خودنمايی باشد . آنانی که سعی دارند با لباسهای بسيار ويژه ، آرايشهای آن چنانی و ... برای خود ايجاد جذابيت نمايند ، قطعاٌ از ضعفی درونی رنج می برند و بدينوسيله به دنبال جبران کاستی جسمی يا روحی خود هستند . وگرنه کسی که فضيلت جسمی ، عقلی و قلبی دارد ، چه ضرورتی دارد که با حرکات تصنعی در مقابل ديگران ظاهر شود ؟ شخصيتهای رشيد ، خودبخود در ارتباط و تعامل برای ديگران به جهت فضايلشان زيبا جلوه می کنند .پس درارتباط سالم دختر و پسر خوب است ، هر يک به دنبال آن باشد که توانايی های علمی ، هنری ، اخلاقی ، ورزشی ، رزمی و ... کسب نمايند و طبيعی ، قوی و سالم در مقابل يکديگر ظاهر شوند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 7:4 قبل از ظهر  توسط محمد   | 

کد و آهنگ سلام آخر با صدای احسان خواجه اميری

 

دريافت کد:

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 5:43 قبل از ظهر  توسط محمد   | 

کد را در میان بادی سایت یا وبلاگ خود کپی کنید

 

کد  شماره ی      5

کد جستجو در وبلاگ یا سایت

بالای صفحه نمونش هست میتونید امتحان کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 3:8 بعد از ظهر  توسط محمد   | 

توصيه من به شما اينه كه در صورت مراجعه به ابن وبلاگ نگاهي هم به

 آرشيو وبلاگ بندازيد چون در غير اين صورت مطالب و برنامه و

اموزشهاي جالبي رو از دست ميدين. اگر احتياج به چيزي داشتين در

 قسمت نظرات ميتونين اون رو مطرح كنيد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 12:50 بعد از ظهر  توسط محمد   | 
فال روز

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org متولدين فروردين : گاهي يکدنده و لجباز ميشويد که اين به نفع شما نيست واز توجه و ارادت ديگران نسبت به شما ميکاهد. به مشورت به عنوان يک عامل مهم وتعيين کننده بنگريد نه يک عامل مزاحم و دست پاگير.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
متولدين ارديبهشت : در محيط کار و يا تحصيل به شايعات توجه نکنيد و به کار خود مشغول شويد در مورد تصميمي که بايد بگيريد، راه خود را برويد و منافع خود را در نظر بگيريد تا بهترين نتيجه را بدست آوريد. روءسا و بزرگترهاي شما به فعاليتهاي شما با ديد کنجکاوانه ای مينگرند.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
متولدين خرداد : در يکي از حرفه هاي خود بي رقيب شناخته خواهيد شد و شرايط اقتصادي جالبي برايتان فراهم خواهد شد. در مسائل مالي بيشتر دقت کنيد، بخصوص در مورد قرض دادن و سرمايه گذاریهاي هنگفت.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
متولدين تير : ظاهر اشیاء یا انسانها نباید باعث فریب شما شود. شاید آنها آن چیزی نباشند که شما تصور میکنید. هر چیزی که برق میزند طلا نیست شاید تکه آهنی باشد که در زیر نور آفتاب تابشی فریبنده دارد.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
متولدين مرداد : وقتي نميتوانيد راه حلهاي دائمي برای مشکلات خود پيدا کنيد از حل موقت آنها خودداری کنيد. تعهدهای خود را به صورت کتبي درآوريد.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
متولدين شهريور : گاهي آنقدر حساس ميشويد که هيچ کس جرات نميکند حرفهای خود را با شما در ميان بگذارد. شيوه کار شما طوري است که افراد بسياري به سويتان جلب ميشوند و حاضرند روی شما سرمايه گذاری کنند.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
متولدين مهر : اگر مجرد هستيد، اکنون زمان مساعد برای همسری دلخواه در شهرهای دور فرا رسيده است. اعضای خانواده تان حرفهاي زيادی راجب خواستگار اخيرتان خواهند داشت. شايد بهتر باشد که گوش دل و جان به حرفهايشان بسپاريد .امروز برای مشاوره گرفتن زمان مناسبی برای شما خواهد بود.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
متولدین آبان : از افراد خودخواه فاصله بگيريد. برخي از صفات خوب شما در محيط کار باعث ميشود وظايف مهمي به شما ارجاع شود.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
متولدين آذر : اعتماد به نفس شما خوب است، اما نبايد به مرز غرور و تکبر نزديک شويد. هدف ويژه ای داريد و اين نکته مثبتي در زندگي شما ست، البته به شرطي که اطلاعات لازم را کسب کنيد و قدم به قدم پيش برويد.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
متولدين دی : باید برنامه روشن و دقیقی داشته باشید تا کوششهای شما به هدر نرود کسیکه بدون برنامه کار میکند به تیراندازی می ماند که در تاریکی تیر می اندازد. حیف است که انرژی خود را بیهوده هدر دهید.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
متولدين بهمن : در مورد مسائل شخصي تان منظم تر باشيد. پيشنهاد يک سفر به شما خواهد شد که هدف قابل توجهي در آن نهفته است. يکي از بهترين خاطرات شما دوباره تداعي خواهد شد که خوشحالتان ميکند.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
متولدین اسفند : مدتي است که خيال کمک به کسي را داريد و سرانجام آن را عملي خواهيد ساخت. انجام يک عمل خير از طرف کسي که انتظار نداشتيد، موجب ميشود نظر شما نسبت به او عوض شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 7:50 قبل از ظهر  توسط محمد   | 
موشک ماهواره‌بر ایرانی با حضور رئیس‌جمهور به فضا پرتاب شد


تصویر بزرگ
 سرویس دفاع مقدس و انقلاب اسلامی : پرتاب موشک ماهواره‌بر سفیر امید، با حضور رئیس جمهور و با پشتیبانی موفق ایستگاه‌های زمینی انجام شد. 
 

به گزارش سایت خبری تحلیلی فرهنگ انقلاب اسلامی و به نقل از خبرگزاری فارس، در شب ولادت با سعادت حضرت مهدی (عج) و با حضور رئیس جمهور کشورمان، متخصصان افتخار آمیز جمهوری اسلامی ایران پرتاب آزمایشی ماهواره‌بر سفیر امید را با موفقیت انجام دادند و راه را برای نشاندن ماهواره در مدار زمین هموار ساختند.
دکتر احمدی‌نژاد در مراسم پرتاب موشک ماهواره بر مخابراتی " سفیر امید" در پایگاه پرتاب فضایی ایران  نام مبارک حضرت ولی عصر(عج) را قرائت کرد و این ماهواره بر به مناسبت میلاد با سعادت حضرت مهدی(عج) پرتاب شد.

این آزمایش با هدف صحه گذاری بر عملکرد ماهواره‌بر، سیستم های داده‌پردازی از راه دور، دستگاه مرکزی زمینی، ایستگاه زمینی تله متری فرمان از راه دور (تله کامند) و نیز تعیین موقعیت ماهواره صورت گرفت و توانست به اهداف از پیش تعیین شده دست یابد.
در این ‌آزمایش زیرساخت‌های ارتباطی گسترده زمینی به نحو کامل از این پرتاب پشتیبانی کردند.
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 7:45 قبل از ظهر  توسط محمد   | 
نشانگرهاي ماوس مخصوص وبلاگنويسان عاشق









+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 7:31 قبل از ظهر  توسط محمد   | 
کد جاوای نمایش دعای فرج
 
 
 
سلام به همه دوستان و همراهان عزیز ...  کد جاوای نمایش دعای فرج برای قرار دادن در وبلاگ

امیدوارم که خوشتون بیاد

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 7:27 قبل از ظهر  توسط محمد   | 
دستورالعمل تشکيل دادگاه‌هاي سيار
حقوقی‌و قضايی- همشهري آنلاين:
سخنگوي قوه قضائيه از صدور دستورالعمل تشکيل دادگاه‌هاي سيار خبر داد.

به گزارش واحد مرکزي خبر عليرضا جمشيدي، سخنگوي قوه قضائيه در نشست خبري با تبريک هفته دولت و تسليت درگذشت آيت الله مرعشي شوشتري گفت: اين دادگاه‌ها به منظور خدمت رساني بيشتر، امکان دسترسي آسان‌تر به خدمات قضايي و گسترش عدالت و احياي حقوق عامه تشکيل خواهد شد.

وي افزود: با اين دستورالعمل، دادگاه‌هاي سيار در بخش ها و روستاهايي که به اين دادگاهها نياز دارند تشکيل مي‌شود.

سخنگوي قوه قضائيه اضافه کرد: اين دادگاه‌ها همچنين براي دعاوي تجاري به ويژه موارد مربوط به اصل 44 قانون اساسي در جاهايي که دسترسي به مراجع قضايي وجود ندارد و يا فاصله زيادي تا اين مراجع وجود دارد، تشکيل مي‌شود.

جمشيدي با بيان اين که ظرف دو ماه شرايط تشکيل دادگاه‌هاي سيار بايد ابلاغ شود گفت: هم اکنون اين دادگاه‌ها در بخش‌هايي تشکيل شده است و از طرفي دادگاه‌هاي سيار با هماهنگي رئيس کل دادگستري استان براي مدت محدودي آغاز به فعاليت مي‌کند.

آيين نامه جديد عفو، بخشودگي، تخفيف و تبديل مجازات‌ها

عليرضا جمشيدي با بيان اين که از اين پس عفو به شکلي که در آيين نامه جديد آمده است اعطا مي‌شود افزود: بر اساس آيين نامه دو کميسيون در کشور تشکيل مي‌شود. يکي از کميسيون‌ها مرکزي است که مرکب از 5 قاضي آشنا به احکام شرعي و با پايه 10 قضايي که براي مدت پنج سال از طرف رئيس قوه قضائيه منصوب مي‌شوند.

جمشيدي افزود: در مرکز هر استان نيز کميسيون استاني مرکب از رئيس دادگستري استان، دادستان مرکز استان، قاضي ناظر زندان و مديرکل زندان هاي استاني از طرف رئيس قوه قضائيه براي مدت سه سال تشکيل مي‌شود.

براي محاکمه نظامي نيز هياتي مرکب از رييس سازمان قضايي نيروهاي مسلح، معاون حقوقي و قضايي و همچنين معاون نظارت و بازرسي وي تشکيل مي‌شود تا عفو و بخشودگي نظاميان را بررسي کند.

وي با بيان اين که رييس دادگستري استاني که پرونده شخص در آن استان مطرح است، دادستان مرکز استان، قاضي ناظر زندان، رييس زندان، شخص محکوم و خانواده يا بستگان وي مي‌توانند درخواست عفو را در استان‌ها به کميسيون استان بدهند افزود: رييس کل دادگستري هر استاني مسئوليت دارد که کميسيون عفو را تشکيل و عفو افراد را بررسي کند.

جمشيدي گفت: چنانچه اين کميسيون نظر موافق بر عفو داشته باشد باشد اسامي را براي درج در فهرست عفو به دفتر رييس قوه قضائيه ارسال کند و نياز به ارسال به دفتر عفو کشوري نيست.

وي درباره سياست‌هاي کلان بر اعمال عفو نيز گفت: کميسيون مرکزي و کميسيون‌هاي استان‌ها بايد تدابير و منويات مقام معظم رهبري را در مقام اعطاي عفو مورد توجه قرار دهند.
سخنگوي قوه قضائيه افزود: عفو بايد به گونه‌اي اعمال شود که تأثير مجازات و اصلاح بزهکار محرز شود.

وي لحاظ مصالح و ضرورت‌هاي اجتماعي، منطقه اي، سياسي براي اعطاي عفو، توجه به شخصيت مجرم و سوابق کيفري وي را از سياست‌هاي کلان بر اعمال عفو خواند و افزود: بايد به گونه‌اي اعمال عفو شود که احکام قضايي نيز اثرش را از دست ندهد.

وي گفت: اگر کسي شرايط آيين نامه را نداشته باشد، اختياري براي رييس قوه قضائيه خارج از اين تشريفات ديده شده است که شخصا مي‌تواند مواردي از عفو را را رهبري درخواست کند.

جمشيدي مناسبت‌هاي عفو را 14 مناسبت اعلام کرد و افزود: ولادت پيامبر(ص)، مبعث ، ولادت اميرالمومنين(ع)،‌ولادت امام حسين(ع)، ولادت حضرت مهدي(ع)، عيد فطر، عيد قربان، عيد غدير، سالروز پيروزي انقلاب اسلامي، سالروز جمهوري اسلامي ايران، عيد نوروز، حماسه فتح خرمشهر ويژه نيروهاي مسلح، ولادت حضرت زهرا(س) ويژه محکومان زن از مناسبت‌هاي عفو است.

وي درباره شرايط عفو گفت: محکومان به اعدام که مجازاتشان از عفو به حبس ابد تبديل شده است و ده سال از حبس را تحمل کرده باشند مي‌توانند درخواست عفو کنند.

جمشيدي افزود: محکومان به حبس ابد در صورتي که حبس آنها يک بار عفو خورده و به 15 سال تبديل شده باشد و حداقل 5 سالي حبس را تحمل کرده باشند نيز مي‌توانند درخواست عفو کنند.

سخنگوي قوه قضائيه اضافه کرد: محکومان غير حبس ابد، در صورتي مي توانند درخواست عفو کنند که حبس اوليه آنان عفو خورده باشد و از حبس باقي مانده يک چهارم آن را تحمل کرده باشند.

وي قاچاقچيان حرفه‌اي مواد مخدر، مواردي که مجازاتش حق الناس باشد از جمله قصاص، سرقت مسلحانه، تجاوز و زناي به عنف، مصاديق مهم جرايمي مثل جاسوسي، محاربه، قاچاق سلاح و مهمات، اختلاس، ارتشا و آدم ربايي را از استثنائات عفو اعلام کرد.

جمشيدي گفت: محکومان به جرايم مستوجب حد شرعي در صورتي که با شهادت شهود اثبات شده باشد نيز از عفو مستثني هستند.

سخنگوي قوه قضائيه افزود: اين دستور العمل، به عفو انضباط بيشتري مي بخشد و سرعت عمل را در اين خصوص افزايش مي‌دهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 6:1 بعد از ظهر  توسط محمد   | 
علل اطاله دادرسي و راههاي جلوگيري از آن


 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 5:59 بعد از ظهر  توسط محمد   | 
تغيير جنسيّت از منظر فقه و حقوق

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 5:54 بعد از ظهر  توسط محمد   | 
اقسام اقرار
با توجه به مباحث گذشته روشن مى شود كه , اقرار يا شفاهى صورت مى گيرد ياكتبى و هر كدام يا در محكمه و دادگاه مى باشد و يا خارج از دادگاه .
هر يك از اين اقسام را توضيح مى دهيم : 1 - اقـرار شـفـاهى : عبارت از اقرارى است كه شفاها صادر مى گردد.
پس اگر درمحكمه صورت گرفته باشد داراى اعتبار مى باشد.
2 - اقرار كتبى : عبارت از اقرارى است كه به وسيله نوشته صورت مى گيرد.
3 - اقـرار در خـارج از دادگـاه : عـبارت از اقرارى است كه در جلسه رسمى دادگاه يادر يكى از لوايحى كه به دادگاه تقديم مى شود به عمل نيامده باشد.
4 - اقرار در دادگاه : عبارت از اقرارى است كه در حين مذاكره يكى از اصحاب دعوى در دادگاه , يـا در يـكـى از لـوايحى كه آنها به دادگاه داده اند به عمل آمده باشد.
طبق ماده 366 قانون آئين دادرسى مدنى , اقرار در حين مذاكره در دادگاه , اقرارى است كه به وسيله يكى از اصحاب دعوى در جلسه رسمى مقام قضائى به عمل آمده است .
و مقصود از مقام قضائى اعم از دادگاه و بازپرسى مـى بـاشـد.
چـرا كه بازپرس هم از نظر تحصيلات و هم از نظر تقوى بايد تمام شرايط قاضى را دارا بـاشـدو ابلاغ او توسط شوراى عالى قضائى صادر شده باشد.
بنابر اين , نظر شوراى نگهبان مبنى بر يك مرحله بودن قضا و غير شرعى بودن تشكيلات دادسرا غيرصحيح به نظر مى رسد.
چرا كه اگر بـازپـرس و داديار در حد يك قاضى باشد, نصب او به عنوان داديار و بازپرس اشكال ندارد.
و در هر حال اقرار در دادگاه چه كتبى باشد و چه شفاهى داراى اعتبار يكسان خواهد بود.
اما اگر اقرار در خارج از دادگاه صورت گرفته باشد در حدود و تعزيرات كلا فاقداعتبار مى باشد.
چـرا كـه شـرط حجيت اقرار در حدود و تعزيرات آن است كه دردادگاه صورت گرفته باشد, اما اگـر در خـارج از دادگاه صورت گرفته باشد حتى اگر به وسيله شهادت شهود و بينه و قرائن , اقرار مقر به ثبوت برسد, چنين اقرارى اعتبارندارد.
اما در غير حدود و تعزيرات مى توان اين تقسيم را توجيه نمود.
چرا كه اقرار درخارج از دادگاه بايد بـه وسـايـل اثبات نزد دادگاه به ثبوت برسد و چنانچه آن وسايل اثبات داراى شرايط خاصى باشد پس در حدود آن شرايط اقرار ثابت خواهد شد.
مثلا اگر اقرار در خارج از دادگاه به وسيله شهادت به اثبات برسد لازم است حدودومقررات شهادت رعايت شود و اگر شهودى را كه براى اثبات اقرار مـدعـى عـلـيـه اقـامـه شـده غير عادل باشند يا مورد جرح دادگاه واقع شده باشند.
آن اقرار به وسيله شهادت به اثبات نمى رسد لذا ماده 1279 قانون مدنى مى گويد: اقـرار شفاهى واقع در خارج از محكمه را در صورتى مى توان به شهادت شهوداثبات كرد كه اصل دعـوى بـه شهادت شهود قابل اثبات باشد و يا ادله و قرائنى بروقوع اقرار, موجود باشد.
زيرا نهايتا اثبات دعوى به وسيله شهادت شده است .
مثلا اگر شخصى براى احقاق حق نسبت به منزل مورد ادعاى خود در محكمه اقامه دعوى نمايد و طرف وى ساكن منزل باشد و سند رسمى هم در دست داردوشخص مدعى در دعواى خود به اقرار طرف تمسك كند و اتفاقا اقرار هم در خارج از دادگاه صـورت گـرفـته باشد.
چنين اقرارى را نمى توان به وسيله شهادت شهود به اثبات رساند.
چرا كه اصـل دعوى با شهادت شهود قابل اثبات نيست چون ماده1309 قانون مدنى مى گويد: در مقابل سند رسمى يا سندى كه اعتبار آن درمحكمه محرز شده دعوى كه مخالف با مندرجات آن باشد به شهادت اثبات نمى گردد.
تقسيم مزبور از حقوق فرانسه گرفته شده است چرا كه ماده 1354 قانون مدنى فرانسه مى گويد: اقرارى كه دليل بر عليه خصم مى باشد, يا در دادگاه واقع مى شود و يا در خارج ازدادگاه .
بعدا در مـاده 1355 مـى گويد: اقرار شفاهى خارج از دادگاه را در صورتى مى توان به وسيله شهادت اثبات نمود كه اصل دعوى به وسيله شهادت قابل اثبات باشد ((107))
((108)).
شرايط اقرار
با توجه به تعريف اقرار, اعتبار اقرار منوط به شرايط زير مى باشد: الف - اقرار بايد به طور جزم و منجز باشد و طبق ماده 1268 قانون مدنى : اقرارمعلق موثر نيست .
علامه حلى نيز مى گويد: ويشترط تنجيزه فلو علقه بشرط.... لم يصح ((109)).
به طور مثال اگر شـخـص مـدعـى عـليه خوانده در محكمه بگويد كه :دعوى مدعى را قبول دارم به شرط آن كه مـحـمـد شـهـادت بدهد.
چنين گفتارى اقرارمحسوب نمى شود.
چون اخبار تحقق نيافته است .
صـاحـب جواهر مى گويد: همه فقها در اين مورد كه اقرار بايد به نحو منجز باشد اتفاق نظر دارند بـراى آن كـه اقرار به معناى اخبار به حقى است و اخبار با تعليق منافات دارد چون اخبار, متضمن وقوع مخبر به در خارج مى باشد و تعليق خلاف آن است ((110)).
ب - اقرار بايد به نفع غير و بر ضرر مقر باشد.
بنابر اين , اقرار به نسب چون به نفع غير و بر ضرر مقر نـيـسـت , اقـرار مـحسوب نمى شود.
لذا در اقرار به نسب در موردكبير, لازم است كه مقر له نيز تـصـديـق كند.
ماده 1273 ق - م مى گويد: اقرار به نسب در صورتى صحيح است كه اولا: تحقق نـسـب بر حسب عادت ممكن باشد.
ثانيا: كسى كه به نسب او اقرار شده تصديق كند, مگر در مورد صـغـيرى كه اقرار برفرزندى او شده , به شرط آن كه منازعى در بين نباشد.
روشن است كه اگر اقـرار بـه نسب حقيقتا اقرار باشد نبايد تصديق مقر له در آن شرط شود.
لذا ماده 1272 قانون مدنى مى گويد: در صحت اقرار تصديق مقر له شرط نيست ...
در حالى كه بر اساس ماده 1273 تنها در صـورتـى كه مقر له صغير و تحت يد و مجهول النسب بوده ومنازعى در بين نباشد.
و در خصوص اقـرار بـه فـرزندى , اقرار مى تواند نسب را اثبات كند.
زيرا در روايت آمده است كه بنوت و فرزندى صـغـيـر تـحت يد مقر, با اقرار ثابت مى شود ((111)).
اما اثبات نسب در غير فرزندى به وسيله اقرار مـتـوقـف بر تصديق مقرله مى باشد.
پس در اقرار به نسب فقط آثارى ثابت مى شود كه بر ضرر مقر باشد, ازقبيل : وجوب نفقه .
و نسب به طور مطلق به اقرار ثابت نمى شود.
مبناى اعتبار اقرار
مـاده 1275 قانون مدنى مى گويد: هر كس اقرار به حقى براى غير كند ملزم به اقرارخود خواهد بود براى حجيت و اعتبار اقرار, به ادله اربعه استدلال شده است :قرآن , سنت , اجماع و عقل .
1 - قـرآن : مـثـل آيـه شـريـفه : (كونوا قوامين بالقسط شهدا للّه ولو على انفسكم ) ((112))
, يعنى شـهادت به قسط و عدل بدهيد هر چند بر عليه نفس خودتان باشد.
و شهادت بر عليه نفس همان اقرار مى باشد.
آيـه ديگرى كه بدان استدلال شده است آيه شريفه : (وليملل الذى عليه الحق ) ((113))
يعنى كسى كه حق بر عليه اوست اقرار كند.
2 - سـنـت و حـديـث : روايـات در باب حجيت و اعتبار اقرار زياد است , از جمله حديث نبوى كه مى فرمايد: قل الحق ولو على نفسك ((114)).
آيات فوق و حديث نبوى به حسب منطوق امر است بر عدم كتمان حق ووجوب اظهار آن .
بنابر اين حـجـيـت و نـفـوذ اقرار احتياج به متمم و مكمل دارد و آن عبارت است از: اين كه دستور به اقرار مـلازم اسـت بـا حـجيت آن .
چرا كه نمى شود شارع دستور اداى شهادت و اقرار بدهد در حالى كه حجيت آن مشكوك باشد.
پس بين امر به اقرار و حجيت و اعتبار آن ملازمه هست .
از جـمله احاديثى كه براى اعتبار اقرار بدان استدلال شده است حديث نبوى معروف است كه همه فـقها آن را ذكر كرده اند: اقرار العقلا على انفسهم جائز ((115))
,يعنى اقرار شخص عاقل بر عليه خود نافذ است .
3 - اجـمـاع : اقـرار در مـيان تمام اقوام و ملل معتبر شناخته شده و كسى يا گروهى ازمسلمين وغير مسلمين مخالفت نكرده است .
4 - عـقـل : از آنجا كه شخص عاقل بر ضرر خود دروغ نمى گويد.
پس اگر اخبارى برضرر خود بدهد احتمال خلاف واقع در او راه نمى يابد و ادعاى او حتما محقق است .
ايـن نـكته سبب مى شود كه اقرار در مقايسه با ديگر ادله مثل شهادت و بينه قويتر ومحكمتر باشد لذا خود به تنهايى موضوع را ثابت مى كند, و در مقام اثبات نياز به دليل ديگرى نيست و در حقيقت مـدعى (خواهان ) از اقامه دليل معاف مى شود.
لذاماده 395 قانون آيين دادرسى مدنى مى گويد: هـر گـاه كسى اقرار به امرى نمايد كه دليل حقانيت طرف است , خواستن دليل ديگر براى ثبوت آن لازم نيست .
ولـى ايـن مـطلب در باب حدود استثنا شده است , و اقرار در آنجا به تنهايى كافى نيست بلكه لازم اسـت در بعضى موارد چهار مرتبه و در بعضى موارد دو مرتبه اقراركند.
مشهور بين فقها آن است كه اقرار در حدود به منزله شهادت است .
مثلا در حدزنا لازم است زانى يا زانيه چهار مرتبه اقرار كـنـد تـا بـتوان بر او حد جارى نمود.
مثل شهادت بر زنا كه بايد چهار مرد عادل شهادت بدهند تا بتوان بر او حد جارى نمود.
در اين زمينه روايتى است از امام باقر (ع ) به سند صحيح در باره مردى كـه بـه زن خـود نسبت زنا مى دهد.
امام (ع ) مى فرمايد: فقط حد قذف بر او جارى مى شود وامادر مـورد اقـرار مبنى بر وقوع زنا مى گويد: حدى بر زن نيست مگر آن كه چهار مرتبه اقرار كرده و بر عليه خود شهادت بدهد ((116)).
مـاده 85 قـانـون حـدود و قـصاص مى گويد: هر گاه مرد يا زنى در چهار جلسه اقرار به زنا كند محكوم به حد زنا خواهد شد و اگر كمتر از چهار بار اقرار نمايد تعزيرمى شود.
و همچنين در مورد حد لواط بايد شخص چهار مرتبه اقرار كند تا بتوان براو حد جارى نمود
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 5:52 بعد از ظهر  توسط محمد   | 

اقرار

تعريف و عناصر اقرار
اقرار در لغت به گفته صاحب اقرب الموارد در ماده قرر عبارت از: اذعان ,تصديق و اعتراف به حـق ديـگـرى و ضد آن است .
و صاحب مصباح المنير مى گويد:اقرار به معناى اعتراف مى باشد.
و تـعـريف اصطلاحى آن در ماده 1259 قانون مدنى چنين آمده است : اقرار عبارت از اخبار به حقى است براى غير, بر ضرر خود.
صاحب جواهر از كتاب وسيله نقل مى كند: اقرار عبارت است از اخبار بـه حـقـى بـرضـرر خـود.
و از ديـگـر فـقـهـا نـيـز قريب به همين مضمون را نقل مى كند.
و بعد مـى گـويـداولـى آن اسـت كـه تـعـريـف اصـطـلاحـى آن را در مـفـهـوم و مـصـداق , به عرف موكول كنيم ((102)).
پس اقرار به حسب تعريف قانون مدنى داراى چند جز است : الف - اخبار به حق .
ب - به نفع ديگرى بـودن .
ج - بـر ضرر خود بودن .
كه با خلل در هر كدام از اين اجزاصدق اقرار قانونى (آنچه كه منشا اثر مى باشد) مختل مى شود.
الـف - شـرط اخـبـارى بودن اقرار مورد اتفاق فقها مى باشد به استثناى بعضى ازحنفى ها كه قائل شـده انـد بـه ايـنـكه اقرار انشا است .
و بعض ديگر گفته اند كه اقرار دوحيثيت دارد يك حيثيت اخبارى و ديگرى حيثيت انشائى ((103)).
مولف كتاب الوسيط نيز مى گويد: اقرار از نظر مضمون و مـحـتوى يك عمل مادى است مثل شهادت و سوگند و ساير اعمال ارادى انسان و از جهتى ديگر چـون اقـرار مستلزم آن است كه شخص مقر خود را از مخاصمه كنار زده و طرف خود را از اقامه دليل معاف بدارد كه اين عمل يك تصرف قانونى است و انشا محسوب مى گردد.
مثل ابرا و عتق كه يـك عمل ارادى است و قائم به يك طرف مى باشد ((104)).
و مقصود ازاخبار در تعريف تنها اخبار بـه لفظ صريح نيست .
بلكه هر لفظى كه دلالت بر مدعى نمايد بلكه حتى اگر به اشاره باشد.
ماده 1260 قـانون مدنى مى گويد: اقرار واقع مى شود به هر لفظى كه دلالت بر آن نمايد چرا كه گاه مـى شـود شخص مقر در مقام جواب مى باشد و تنها با يك كلمه بله يا آرى از او, اقرار محسوب مـى شـود.
ومـاده1261 قـانـون مـدنـى نيز مى گويد:اشاره شخص لال كه صريحا حاكى از اقرار بـاشـدصـحيح است از قيد لال معلوم مى شود كه اشاره در صورتى اقرار محسوب مى گردد كه شـخـص مقر عاجز از كلام صريح باشد و اگر شخص قادر به تكلم باشدنمى توان اشاره او را اقرار تلقى نمود.
امـا چـنـيـن تقييدى وجهى ندارد چرا كه انسان قادر به تكلم چنانچه با سر تكان دادن ,مطلبى را اثـبـات نـمـود و لفظى به كار نبرد, عرف چنين اشاره اى را اقرار تلقى مى نمايد.
پس اشاره شخص مـقـر در دلالـت بر اقرار مقيد به عجز از تكلم نيست .
وهمچنين صدق اقرار و اخبار مقيد به لفظ نيست بلكه اخبار در ضمن كتابت هم درحكم اقرار محسوب مى شود.
و ماده 1280 قانون مدنى نيز مـى گـويـد: اقـرار كـتـبى درحكم اقرار شفاهى است و صاحب جواهر مى گويد: ظاهر كلمات اصـحـاب درتـعـريـف اقـرار آن اسـت كـه اقـرار از مـقوله لفظ مى باشد و با تامل در كلمات فقها چـنـيـن ظاهر مى شود كه حتى اشاره عملى مثل سر تكان دادن اقرار تلقى نمى شود هر چندحكم اقرار را دارد ((105)).
امـا حق را بعضى از حقوقدانان چنين تعريف كرده اند: حق عبارت از اختيارى است كه قانون براى كسى شناخته تا بتواند امرى را انجام يا ترك نمايد ((106)).
لازم بـه توضيح است كه مقصود از حق در تعريف اقرار, اعم از حق اصطلاحى است كه در مقابل مـلـك اسـتـعمال مى شود.
چرا كه حق موجود در تعريف , معناى عامى است كه شامل ملك , حق , حـكـم , نـسـب و غـيـره مـى شود.
و بدين وسيله اقراربه ملك در اعيان اقرار به حق خيار, اقرار به اسـبـقـيـت حق طرف در اوقاف عامه ومسجد و اقرار به نسب , كلا اقرار ناميده مى شود.
به عبارت ديـگـر: حـق در تعريف شامل حق عينى و شخصى هر دو مى شود چرا كه مقر به گاه مال است وگـاه حـق وگـاه نسب و گاه مى شود كه عين شخصى خارجى است و گاه مى شود كه به نحو كلى فى الذمه مى باشد.
هـمچنين لازم نيست كه اقرار به خود حق تعلق بگيرد بلكه اگر به منشا حق هم تعلق بگيرد اقرار بر او صدق مى كند, چون شخص مقر, گاه مستقيما به خود حق , اقرارمى كند.
مثلا اقرار مى كند به ديـن مـورد ادعـا و گـاه بـه منشا آن اقرار مى كند.
مثلا اخبارمى دهد به خسارت وارده كه در اثر تـصادف يا تلف به وجود آمده است .
پس اقرار يابايد به خود حق تعلق بگيرد يا به منشا آن بنابر اين اگـر اقـرار بـه امر لغوى تعلق بگيرد,تعريف بر آن صدق نمى كند.
مثلا اگر دو نفر در يك مطلب عـلمى محض نزاع كنند وبعد يكى از متنازعين حرف طرف خود را تصديق كند تعريف اقرار بر آن صـدق نمى كند.
يا اگر دو نفر بر سر صخره اى دعوا كنند يك نفر بگويد: وزن آن يك تن مى باشد و ديگرى بگويد: بيشتر از يك تن مى باشد.
چنين نزاعى چون منشا حق نيست پس اگر يك طرف به نفع ديگرى كنار رود و حرف طرف مقابل را تصديق كندچنين اخبارى اقرار محسوب نمى شود.
ب - به نفع ديگرى بودن : در تحقق اقرار شرط است كه شخص مقر, به حقى به نفع ديگرى اخبار دهـد و اگـر اخـبار به حق به نفع خود مقر باشد چنين اخبارى اصطلاحا اقرار محسوب نمى شود, بلكه اين اخبار را دعوى حق مى نامند.
ج - بر ضرر خود بودن : در صدق اقرار بر اخبار مقر, شرط است كه اخبار بر ضررمقر باشد چرا كه نكته حجيت اقرار - چنانچه در آينده خواهيم گفت - همان است كه اخبار بر ضرر خود مى باشد و اگر اخبار بر ضرر مقر نبوده , و بر ضرر ديگرى باشدچنين اخبارى را شهادت مى نامند.
گاه مى شود كه اخبار شخص به ظاهر, اقرار است ولى در باطن اقرار نيست .
مثلا اگرشخص دائن در عـمـلـيات اجرائى , اموال شخص مديون را بازداشت نمايد وبعدا زن به طرفيت شوهر و شخص دائن اقـامـه دعوا كند مبنى بر اين كه اموال بازداشتى از آن اوست .
در اين فرض اگر شوهر دعوى زن خـود را تـصـديـق كـند چنين تصديقى اقرارمحسوب نمى شود, چرا كه اين تصديق به ضرر او نـمى باشد بلكه به ضرر غير كه شخص دائن است مى باشد و چنين اقرارى نسبت به شخص طلبكار اثرى ندارد
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 5:51 بعد از ظهر  توسط محمد   | 
 

مواردى كه روزه باطل نمى شود وقضا

نيز واجب نمى گردد  :

1 ـ اگر آسمان ابرى يا غبار آلود باشد ، و شخص روزه دار يقين يا اطمينان پيدا كند كه مغرب شده و افطار كند ، و بعد بفهمد كه مغرب نشده بوده ، روزه او صحيح است و قضا ندارد  .

2 ـ اگر روزه دار از روى سهو و غفلت يا بخاطر فراموشى يكى از كارهائى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد ، روزه او باطل نمى شود .

3ـ كسى كه در شب جنب است ومى داند يا عادتش چنين است كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى شود ، چنانچه تصميم داشته باشد كه بعد از بيدار شدن غسل كند وبا اين تصميم بخوابد وتا اذان خواب بماند روزه اش صحيح است .

4ـ اگر براى خنك شدن يابى جهت مضمضه كند ، يعنى آب در دهان بگرداند وبعد فراموش كند كه روزه است وآب را فرو برد ، روزه اش صحيح است .

5ـ اگر براى وضوى نماز واجب مضمضه كند وبى اختيار آب فرو رود ، روزه اش صحيح است .

6ـ اگر كسى تحقيق كرد وفهميد كه صبح نشده وكارى كه روزه را باطل مى كند انجام داد ، وبعد معلوم شد كه صبح بوده است ، روزه او صحيح است .

7ـ اگر به علتى مانند مرض ياحيض يانفاس نتواند روزه ماه رمضان را بگيرد ، ودر همان مرض ياحيض يانفاس بميرد ، قضا بر او واجب نيست .

8ـ تنقيه كردن شىء جامد روزه را باطل نمى كند ، گرچه احتياط مستحب در ترك آن است .

 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 5:37 بعد از ظهر  توسط محمد   | 

سفر در ماه رمضان واحكام آن

 

اگر مسافر داراى اين هفت شرط باشد نبايد روزه بگيرد  :

1ـ اينكه مسافر نيت كند كه هشت فرسخ مسير ممتد را طى كند، به اين صورت كه از شهرش به جائى برود ويا از جائى به شهرش برگردد ، ويا اينكه مجموع رفت وبرگشتش هشت فرسخ بشود ، به شرط آنكه مسافت رفتنش كمتر از چهار فرسخ نباشد ( بنابر احتياط ) ، پس در جائى كه رفتنش سه فرسخ وبرگشتش پنج فرسخ باشد بايد احتياط كند .

و فرقى نمى كند كه رفت و برگشتش متصل به هم و بلافاصله انجام شود يا آنكه بين رفتن و برگشتن فاصله شود و كمتر از ده روز ، در آن محل اقامت كند .

2ـ اينكه سفر قبل از ظهر باشد ، پس اگر بعد از ظهر سفر كند بايد روزه خود را تمام كند وقضا بر او واجب نيست .

3ـ اينكه به حد ترخص برسد ، يعنى جائى كه ديوارهاى شهر را نبيند و صداى اذان آن را نشنود و قبل از رسيدن به اين مسافت نبايد روزه خود را باطل كند .

4ـ اينكه نيت نكند قطع كردن سفر را ، و قطع سفر به چند چيز محقق مى شود  :

اينكه نيت كند كه ده روز يا بيشتر در جائى توقف كند ، يا از وطن خود عبور كند ، يا سى روز يا بيشتر در جائى توقف كند و مردد باشد كه سفر كند يا همانجا بماند . و مانند اين مورد اخير است اگر قصد داشته باشد كه روز بعد حركت كند و حركت نكند و باز قصد كند روز ديگر حركت كند و از آن محل حركت نكند تا سى روز .

5ـ اينكه سفرش ، سفر شغلى نباشد مثل راننده وساربان و دريانورد .

6ـ اينكه خانه به دوش و كوچ نشين نباشد ، و مقصود كسانى هستند كه مسكن معينى ندارند و هميشه براى يافتن آب و چراگاه مناسب براى حيوانات خود در حال كوچ هستند .

7ـ سفرش ، سفر مباح وجايز باشد، پس اگر سفرش براى معصيت باشد مثل دزدى يا گناه ديگر، بايد روزه بگيرد .

« مسائل »

1ـ هرگاه مسافرى كه داراى شرايط مذكور است ، از روى جهل به حكم ، روزه گرفت ، اگر در بين روز فهميد كه مسافر نبايد روزه بگيرد ، روزه او باطل مى شود ، و اگر تا بعد از مغرب نفهميد ، روزه آن روز او صحيح مى باشد .

2ـ اگر كسى فراموش كرد كه روزه مسافر باطل است ودر سفر روزه گرفت ، روزه اش باطل است وبايد قضا كند .

3ـ اگر مسافرى قبل از اينكه به حد ترخص برسد ، روزه خود را باطل كند ، بنابر احتياط واجب هم كفاره بر او واجب است وهم قضاء .

4ـ اگر مسافر پيش از ظهر به وطنش برسد ، يابه جائى برسد كه مى خواهد ده روز در آنجا بماند ، چنانچه كارى كه روزه را باطل مى كند انجام نداده ، بايد آن روز را روزه بگيرد وقضا بر او واجب نيست ، واگر يكى از مفطرات را قبل از رسيدن به آن محل انجام داده ، روزه آن روز بر او واجب نيست وقضا بر او واجب مى شود .

5ـ اگر مسافر بعد از ظهر به وطنش برسد ، يابه جائى برسد كه مى خواهد ده روز در آنجا بماند ، نبايد آن روز را روزه بگيرد چه كارى كه روزه را باطل كند انجام داده باشد يا انجام نداده باشد وبايد قضاى آن روز را بجا آورد .

6ـ در اماكن چهارگانه اى كه مسافر بدون قصد اقامت ده روز ، مخير است در اينكه نمازش را شكسته ياتمام بخواند نمى تواند روزه واجب ماه رمضان را بگيرد و آن چهار مكان  :

« 1ـ مسجد الحرام 2ـ مسجد پيامبر(ص) 3ـ مسجد كوفه 4ـ حائر حسينى (عليه السلام) » مى باشد .

 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 5:36 بعد از ظهر  توسط محمد   | 

روزه يوم الشك

1ـ روزه روزى كه معلوم نيست روز آخر ماه شعبان است يا روز اول ماه رمضان ، و به آن يوم الشك مى گويند ، واجب نيست .

2ـ انسان مى تواند در يوم الشك ، روزه مستحبى به نيت اينكه آن روز از ماه شعبان است بگيرد ، يا اگر روزه قضا يا نذر بگردن او هست در آن روز روزه بگيرد و اگر بعداً معلوم شود كه آن روز اول ماه رمضان بوده ، روزه او صحيح است و جزء روزه ماه رمضان حساب مى شود و قضا ندارد .

3ـ اگر يوم الشك را به نيت ماه رمضان روزه بگيرد ، ويا به اين نيت روزه بگيرد كه اگر اين روز از ماه شعبان است روزه مستحب يا قضا مى گيرد ، يا به اين نيت كه اگر ماه رمضان است روزه واجب مى گيرد ، روزه اش باطل است .

4ـ اگر در يوم الشك بناى روزه گرفتن نداشت ، و قبل از ظهر آن روز معلوم شد كه ماه رمضان است ، و هنوز هم چيزى از مفطرات را انجام نداده بود ، بايد نيت روزه ماه رمضان كند و روزه بگيرد و قضا بگردن او نيست . و اگر بعد از ظهر بود بايد به احترام ماه رمضان از انجام دادن مفطرات پرهيز كند ، و قضاى آن روز را هم بگيرد .
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 5:35 بعد از ظهر  توسط محمد   | 
شرايط صحت روزه  :

1ـ تمام شرائطى كه در وجوب روزه ذكر شد غير از شرط بلوغ ، زيرا روزه غير بالغ نيز صحيح است ، ولى روزه مجنون
ومريض ومسافر وحائض ونفساء صحيح نيست .

2ـ اسلام

3ـ اينكه روزه دار مست نباشد .

4ـ نيت و قصد قربت به خداوند از اذان صبح تا اذان مغرب ، و فصل جداگانه اى در باب نيت و احكام آن خواهد آمد .

5ـ از تمام چيزهائى كه روزه را باطل مى كند ( مفطرات ) خوددارى كند كه شرح آن خواهد آمد .

6ـ اگر در شب جنب شده باشد قبل از اذان صبح غسل جنابت كند .

7ـ اگر زن قبل از طلوع فجر ( اذان صبح ) از حيض يا نفاس پاك شد غسل كند .

8ـ زن اگر مستحاضه كثيره يامتوسطه است غسلهايش را در روز انجام دهد .

 

« مسائل »

1ـ اگر ديوانه قبل از طلوع فجر عاقل شود روزه آن روز بر او واجب مى شود .

ولى اگر در بين روز عاقل شود ، اگر چه كارى كه روزه را باطل مى كند انجام نداده ، روزه بر او واجب نيست بلكه مستحب است از چيزهائى كه روزه را باطل مى كند خود دارى كند مگر آنكه در شب قبل ، قبل از آنكه ديوانه شود نيت روزه كند ، بعد از آن ديوانه شود و در روز عاقل شود كه در اين صورت بايد بنابر احتياط واجب روزه آن روز را تمام كند ، و قضاى آن را هم بجا آورد و همچنين است كسى كه در شب نيت كرده بعد مست يا بيهوش شود و در روز ، مستى او زائل شود يا بهوش آيد .

2ـ اگر مريض در روز ماه رمضان بعد از ظهر حالش خوب شد مى تواند آنروز را افطار كند ، ولى اگر قبل از
ظهر حالش خوب شد وچيزى از مفطرات را انجام نداده باشد ، بنابر احتياط واجب بايد نيت كند وآنروز را روزه بگيرد  .

3ـ روزه براى حائض ونفساء جايز نيست، و بمحض ديدن خون روزه آنها باطل مى شود .

 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 5:34 بعد از ظهر  توسط محمد   | 

چيزهائى كه روزه را باطل مى كند

( مفطرات )

 

1ـ 2ـ خوردن وآشاميدن  : پس اگر روزه دار غذا يانوشيدنى را وارد معده كند ، چه از راه معمول ومتعارف ( دهان ) وچه از راه غير متعارف ( بينى ) ، روزه اش باطل مى شود .

3ـ جماع  : اگر به مقدار حشفه ، ( يعنى ختنه گاه وآن سر آلت است تا محل ختنه ) داخل شود ، چه منى بيرون بيايد وچه بيرون نيايد ، روزه باطل مى شود ، ولى اگر كمتر از مقدار ختنه گاه داخل شود ومنى هم بيرون نيايد ، روزه باطل نمى شود .

4ـ استمناء  : اگر روزه دار استمناء كند ، يعنى با خود كارى كند كه منى از او خارج شود، روزه اش باطل مى شود .

5ـ دروغ بستن به خدا وپيغمبر (صلى الله عليه وآله وسلم)روزه را باطل مى كند و دروغ بستن بر بقيه معصومين يعنى حضرت زهراء سلام الله عليها ودوازده امام  (عليهم السلام)وبقيه پيغمبران وجانشينان پيغمبران هم بنابر احتياط واجب روزه را باطل مى كند .

6ـ فروبردن تمام سر در آب مبطل روزه است ، فرقى ندارد كه بقيه بدنش در آب باشد يا نباشد .

7ـ باقى ماندن بر جنابت وحيض ونفاس تااذان صبح بصورت عمدى ، روزه ماه رمضان و قضاى آن را باطل مى كند . بلكه در قضاى ماه رمضان اگر تا صبح بر جنابت باقى بود روزه او باطل مى شود حتى اگر بصورت غير عمد باشد .

همچنين در واجب موسّع ، كه مقيد به روز خاصى نيست ، مثل روزه نذر غير معين اگر بصورت غير عمدى تا صبح بر جنابت باقى بماند ، احتياط مستحب بطلان آن است .

8ـ رساندن غبار غليظ به حلق مبطل روزه است بنابر احتياط واجب ، وبنابر احتياط واجب بايد غبارى را هم كه غليظ نيست به حلق نرساند .

وهمچنين بنابر احتياط واجب دود غليظ وبخار غليظ نيز مانند غبار ، روزه را باطل مى كند .

9ـ اماله كردن ( تنقيه ) باچيز روان چه باآب باشد وچه بامايعى غير از آب، اگر چه براى مداوا باشد روزه را باطل مى كند .

10ـ استفراغ كردن عمدى اگر چه به سبب مرض و مانند آن ناچار باشد ، روزه را باطل مى كند، ولى كفاره ندارد ، ولى اگر سهواً يا بى اختيار استفراغ كند روزه باطل نمى شود .

 

« مسائل »

1ـ خوردن و آشاميدن عمدى روزه را باطل مى كند چه زياد باشد وچه كم باشد ، حتى اگر ذره اى از غذا يا قطره اى از نوشيدنى باشد .

2ـ در باطل شدن روزه فرقى نيست در اينكه خوردن وآشاميدن آن چيز معمول باشد مثل آب ونان ، يااينكه معمول نباشد مثل خاك وشيره درخت .

3ـ رساندن دارو به داخل بدن از غير راه دهان روزه را باطل نمى كند مثل اينكه دارو را در چشم يا در گوش ويا بر زخم بريزند ويا اينكه شخص آمپول غير غذائى (1) استعمال كند .

4ـ كسى كه مى خواهد روزه بگيرد لازم نيست پيش از اذان دندانهايش را خلال كند، اگر چه احتمال دهد كه غذائى كه در بين دندان مانده داخل حلق مى شود .

5ـ اگر انسان يقين كند يا اطمينان داشته باشد كه اگر خلال نكند غذائى كه بين دندان مانده در روز وارد حلق مى شود واجب است خلال كند .

6ـ فرو بردن اخلاط سروسينه كه به فضاى دهان نرسيده اشكال ندارد (2) .

7ـ جايز است شخص روزه دار براى وضوى واجب يامستحب مضمضه يا استنشاق كند .

8ـ مسواك باچيز خشك جايز است بلكه باچيز تر نيز اشكالى ندارد .

9ـ روزه دار نبايد رطوبت خارجى را فرو برد ، همچنين اگر چيزى را در دهانش خيس كرد واز دهانش بيرون آورد ( مانند مسواك ) ، اگر بخواهد دو باره آن چيز تر را در دهانش بگذارد بايد رطوبت آنرا فرو نبرد واگر فرو ببرد روزه اش باطل مى شود .

10- جويدن غذا براى بچه ياپرنده وچشيدن غذا ومانند اينها كه معمولاً به حلق نمى رسد ، اگر چه اتفاقاً به حلق برسد ، روزه را باطل نمى كند ، ولى اگر انسان از اول بداند كه به حلق مى رسد روزه اش باطل مى شود وبايد قضاى آنرا بگيرد وكفاره هم بر او واجب است .

11ـ جماع ، روزه زن و مرد جماع كننده را باطل مى كند .

12ـ محتلم شدن در روز ماه رمضان روزه را باطل نمى كند .

13ـ روزه دارى كه در روز ماه رمضان محتلم شده ، مى تواند بول كند واستبراء نمايد، اگر چه بداند بواسطه بول يااستبراء كردن باقيمانده منى از مجرى بيرون مى آيد .

14ـ كسى كه در روز ماه رمضان محتلم شده واجب نيست فوراً غسل را انجام دهد اگر چه احتياط مستحب اين است كه فوراً غسل كند .

15ـ اگر انسان بعد از طلوع فجر از خواب بيدار شد وخود را محتلم ديد ، چه بداند جنابتش از شب بوده وچه بداند جنابت بعد از طلوع فجر بوده وچه وقتش را نداند روزه اش صحيح است .

البته در قضاى ماه رمضان اگر بداند جنابتش از شب بوده روزه اش باطل است .

16ـ كسى كه در شب ماه رمضان براى هيچكدام از غسل وتيمم وقت ندارد ، حرام است خود را جنب كند مثلاً باهمسرش

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 - احتياط واجب آنست كه روزه دار از استعمال آمپولى كه بجاى غذا بكار مى رود خود دارى كند ولى تزريق آمپولى كه عضو را بى حس مى كند اشكال ندارد (توضيح المسائل م 1585).

2 - ولى اگر داخل فضاى دهان شود، بنابر احتياط واجب بلكه خالى از قوت نيست كه نبايد آنرا فرو ببرند. (توضيح المسائل م 1589).

 

نزديكى كند . واگر خود را جنب كرد روزه اش باطل است وقضا وكفاره بر او واجب مى شود (1) .

17ـ اگر براى آنكه بفهمد وقت دارد يانه ، جستجو نمايد وگمان كند كه به اندازه غسل وقت دارد وخود را جنب كند وبعد بفهمد وقت تنگ بوده ، چنانچه تيمم كند روزه اش صحيح است . واگر بدون جستجو گمان كند كه وقت دارد وخود را جنب نمايد وبعد بفهمد وقت تنگ بوده وبا تيمم روزه بگيرد ، بايد بنابر احتياط مستحب روزه آن روز را قضا كند .

18ـ اگر زن نزديك اذان صبح از حيض يانفاس پاك شود وبراى هيچكدام از غسل وتيمم وقت نداشته باشد ، يابعد از اذان بفهمد كه پيش از اذان پاك شده بايد براى نماز صبح غسل كند و چنانچه روزه اى را كه مى گيرد مثل روزه ماه رمضان واجب معين باشد روزه اش صحيح است (2) .

وهمچنين اگر مرد علم به جنابت پيدا كند و براى غسل و تيمم وقت نداشته باشد ، بايد براى نماز صبح غسل كند و روزه اش صحيح است .

19ـ اگر شك كند كه تمام سر زير آب رفته يانه ، روزه اش صحيح است .

20ـ اگر بر روى سر آب بريزد ، اگر چه در يك لحظه آب ريخته شده تمام سر را بگيرد روزه اش صحيح است .

21ـ اگر انسان را مجبور كنند كه روزه خود را باطل كند ، روزه او باطل مى شود وقضا بر او واجب مى شود .

22ـ اگر روزه خود را بخاطر تقيّه افطار كند مثلاً در شهر كسانى باشد كه پيش آنان آنروز عيد است و براى حفظ جان و مال خود مجبور شود كه مثل آنان افطار كند ، روزه اش باطل است و واجب است قضا آن را بجا آورد .

23ـ اگر چيزى به زور در گلوى روزه دار بريزند يا سر او را به زور در آب فرو برند ، روزه او باطل نمى شود .

24ـ اگر شخص روزه دار يادش برود كه روزه است ، و كارى انجام دهد كه روزه را باطل مى كند مثل اينكه غذا بخورد ويا سرش را در آب فرو ببرد ويا غبار غليظ داخل حلقش كند ويااينكه باهمسرش نزديكى كند روزه او صحيح است .

واگر در بين انجام كارى كه روزه را باطل مى كند يادش بيايد كه روزه است بايد فوراً آن كار را ترك كند .

25ـ اگر روزه دار مجبور شود كه سرش را در آب فرو ببرد ، مثل آنكه بخواهد غريقى را از آب نجات دهد ، روزه اش باطل مى شود و قضا بر او واجب مى گردد .

26ـ اگر شخص روزه دار مضطر ومجبور شود به اماله بامايع بخاطر مرض ومثل آن، روزه اش باطل مى شود وقضا بر او واجب مى گردد.

27ـ اگر جنب در ماه رمضان غسل را فراموش كند وبعد از يك روز ياچند روز يادش بيايد ، بايد قضاى آن روزهائى را كه غسل نكرده بجا آورد واگر در عدد روزها شك كرد ، بنا را بر كمتر بگذارد ، مثلاً اگر نمى داند سه روز جنب بوده يا چهار روز ، روزه سه روز را قضا كند .

28ـ كسى كه در شب ماه رمضان جنب است ومى داند يا عادتش چنين است كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى شود ، چنانچه تصميم داشته باشد كه بعد از بيدار شدن غسل كند وبا اين تصميم بخوابد وتا اذان خواب بماند روزه اش صحيح است .

29ـ كسى كه در شب ماه رمضان جنب است ومى داند يا احتمال مى دهد كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى شود ، چنانچه نخواهد بعد از بيدار شدن غسل كند ، ياترديد داشته باشد كه غسل كند يانه، در صورتى كه بخوابد وبيدار نشود ، روزه اش باطل است وقضا وكفاره دارد .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 - ولى اگر براى تيمم وقت دارد، چنانچه خود را جنب كند ، بايد تيمم نمايد وروزه بگيرد واحوط مستحبى آنست كه قضاى آنرا بجا آورد . ( توضيح المسائل م 1632 ) .

2 - واگر روزه مستحب ياروزه اى باشد كه مثل روزه كفاره وقت آن معين نيست، صحيح بودن آن اشكال دارد. (توضيح المسائل م 1648).

 

30ـ كسى كه در شب ماه رمضان جنب است ومى داند كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى شود ، چنانچه غفلت داشته باشد كه بعد از بيدار شدن بايد غسل كند ، در صورتى كه بخوابد وتا اذان صبح خواب بماند بنابر احتياط واجب قضا وكفاره بر او واجب مى شود .

31ـ اگر جنب در شب ماه رمضان بخوابد وبيدار شود وبداند يا عادتش چنين است كه اگر دوباره بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى شود وتصميم هم داشته باشد كه بعد از بيدار شدن غسل كند، چنانچه دوباره بخوابد وتا اذان بيدار نشود ، بايد روزه آن روز را قضا كند ، واگر از خواب دوم بيدار شود وبراى مرتبه سوم بخوابد وتا اذان صبح بيدار نشود ، قضاى روزه بر او واجب مى شود واحتياط استحبابى دادن كفاره است .

32ـ حكم خواب چهارم وپنجم همان حكم خواب سوم است .

33ـ بنابر احتياط واجب خوابى را كه در آن محتلم شده ، بايد خواب اول حساب كند در جائى كه بعد از احتلام دوباره خوابيده باشد .

34ـ اگر مواظبت نكند وغبار يا بخار يادود ومانند اينها داخل حلق شود ، چنانچه يقين يا اطمينان داشته كه به حلق نمى رسد روزه اش صحيح است ، واگـر گمان مى كرده كه به حلق مى رسد ، بنابر احتياط واجـب بايد آن روز را قضا كنـد  .

35ـ اگر در روزه ماه رمضان عمداً استفراغ كند يادر شب جنب شود وبه تفصيلى كه در مسأله (31) گفته شد بيدار شود ودوباره بخوابد وتا اذان صبح بيدار نشود ، فقط بايد قضاى آنروز را بگيرد . ولى اگر كار ديگرى كه روزه را باطل مى كند عمداً انجام دهد ، در صورتى كه مى دانست آن كار روزه را باطل مى كند ، قضا وكفاره بر او واجب مى شود .

اگر روزه دار در يك روز ماه رمضان چند مرتبه غير جماع كار ديگرى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد براى همه آنها يك كفاره كافى است ، ولى در جماع اگر تكرار شد كفاره نيز تكرار مى شود .

36ـ براى هفت گروه مستحب است در ماه رمضان اگر چه روزه نيستند از كارى كه روزه را باطل مى كند ، خوددارى نمايند  :

أ  : مسافرى كه بعد از ظهر به شهرش يا به جائى كه مى خواهد ده روز در آنجا بماند، برسد ويااينكه قبل از ظهر برسد ولى كارى كه روزه را باطل مى كند انجام داده باشد .

ب  : مريضى كه در بين روز بهبودى يافته وكارى كه كه روزه را باطل كند انجام داده ويا اينكه كارى كه روزه را باطل كند انجام نداده ولى بعد از ظهر بهبودى يافته است .

جـ  : زن حائض يانفسائى كه در بين روز پاك شوند .

د  : كافرى كه در بين روز مسلمان شده ولى كارى كه روزه را باطل مى كند انجام داده ويااينكه كارى انجام نداده ولى بعد از ظهر مسلمان شده است .

هـ  : بچه اى كه در بين روز بالغ شده است .

ولى اگر اين بچه در شب نيت روزه كرده بود استحباباً سپس در روز بالغ شد ، واجب است كه روزه آن روز را تمام كنـد  .

واگر قبل از ظهر بالغ شد وكارى كه روزه را باطل كند انجام نداده واجب است كه نيت كند وروزه بگيرد .

و  : ديوانه اى كه در روز عاقل شده است اگر چه كارى كه باطل كننده روزه است انجام نداده باشد .

ز  : شخص بيهوشى كه در روز به هوش آمده است اگر چه كارى كه روزه را باطل كند انجام نداده باشد 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 5:34 بعد از ظهر  توسط محمد   | 

تعريف روزه

روزه آن است كه شخص مكلف ، با قصد قربت يعنى براى انجام دادن فرمان خداوند ، از اذان صبح ( طلوع فجر صادق ) تا اذان مغرب از كارهاى دهگانه اى كه بعداً شرح داده مى شود وبه آن مفطرات روزه مى گويند، خوددارى كند .

قبل از وارد شدن در شرح و تفصيل احكام بايد بدانيم روزه بر چه كسانى واجب است  :

كسانى مكلف به روزه هستند كه شرايط وجوب روزه و شرايط صحت روزه در آنها موجود باشد ، مگر عده اى كه بعداً اسثنا مى كنيم كه مجاز به خوردن روزه هستند .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 - سورة بقرة ، آية 183 .

 

 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 5:33 بعد از ظهر  توسط محمد   | 

شرايط روزه ماه رمضان

 

1ـ شرايط وجوب روزه  :

1- اينكه انسان از اول طلوع فجر به حد بلوغ شرعى رسيده باشد .

رسيدن به حد بلوغ شرعى به يكى از اين چند امر حاصل مى شود  :

الف ـ اگر پسر است پانزده سالش كامل وداخل در شانزده سالگى شود واگر دختر است نه سالش كامل وداخل در ده سالگى شود .

ب ـ موى زبر و خشن بر زهار و بالاى عورت پسر يا دختر برويد .

ج ـ خارج شدن منى از پسر چه در خواب چه در بيدارى و خارج شدن خون حيض از دختر .

البته ديدن خون حيض بتنهائى بلوغ را اثبات نمى كند ، بلكه اگر شك كردند در اينكه نه سالش تمام شده يانه ، ديدن خون نشانگر اين است كه نه سالش تمام شده است، واما اگر يقين داشته باشند كه نه سالش تمام نشده و خون ببيند ، اين خون استحاضه است اگر چه داراى صفات حيض باشد .

همچنين روئيدن موى خشن در دختر اطمينان مى آورد به اينكه دختر نه سالش تمام شده است ولى در جائى كه يقين داريم دختر داخل درده سال نشده ، بلوغ را اثبات نمى كند .

2ـ اينكه در تمام روز عاقل باشد .

3ـ در روز بيهوش نشده باشد .

4ـ مرضى نداشته باشد كه روزه برايش ضرر داشته باشد.

5ـ مسافر نباشد يا در سفرى باشد كه نمازش شكسته نمى شود . ( وفصل جداگانه اى براى احكام مسافر در ماه رمضان قرار خواهيم داد ) .

6ـ اينكه زن حتى براى لحظه اى در روز حيض يانفاس نباشد .

يادآورى

اين شرائطى كه ذكر شد ، شرايط وجوب روزه بود . پس هر كسى كه واجد اين شرايط باشد روزه بر او واجب است .

ولكن آيا روزه اين شخص صحيح ومقبول است يا نه ، متوقف بر شرايط ديگرى است كه شرايط صحت ناميده مى شود .

پس كسى كه داراى شرايط وجوب وشرايط صحت باشد روزه بر او واجب است ( بخاطر دارا بودن شرايط وجوب ) وروزه اش نيز صحيح ومقبول خواهد بود ( بخاطر دارا بودن شرايط صحت ) .

 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 5:33 بعد از ظهر  توسط محمد   | 

راه ثابت شدن اول ماه

اول ماه قمرى به چند امر ثابت مى شود  :

1ـ آنكه خود انسان هلال ماه رمضان را ببيند .

2ـ سى روز از اول ماه شعبان بگذرد كه اين را « اكمال عده » مى نامند .

3ـ دو مرد عادل بگويند كه هلال را ديده ايم ولى اگر صفت هلال را برخلاف يكديگر بگويند، اول ماه ثابت نمى شود .

4ـ ديدن هلال نزد مردم شايع شود، و عده اى كه از گفته آنان يقين پيدا مى شود ، بگويند ماه را ديده ايم ، و همچنين است هر چيزى كه به واسطه آن يقين پيدا شود .

5ـ حاكم شرع ، يعنى مجتهد عادل جامع الشرائط حكم كند كه اول ماه شده ، و در اين صورت حكم او حتى براى حاكم شرعى ديگر هم معتبر است مگر آنكه خلاف اين مطلب برايش اثبات شود يا بداند دليل حاكم اول براى اثبات اول ماه اشتباه مى باشد .
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 5:32 بعد از ظهر  توسط محمد   | 
فساد مالي و اداري

فساد مالي در لغت به معني تباه شدن، نابود شدن، از بين رفتن، فتنه، آشوب، زيان، كينه، ظلم،  شرارت، بيماري و ... است.

فساد در ادبيات لاتين از فعل لاتين RUMPERE  به معناي شكستن است در حقيقت با تحقق فساد، چيزي مي شكند يا نقض مي شود. وا‍‍‍ژه مال هم كه يك كلمه يوناني MELON    يا  MALON    و لغت لاتيني  MALUM  است.  مال در اصطلاح عبارت است از هر چيزي كه داراي ارزش اقتصادي بوده و قابل تبديل به پول باشد.       

به طور كلي فساد مالي و اداري كه بانك جهاني تعريف كرده است به كليه سوء استفاده از قدرت و امكان رسيدن براي تامين منافع شخصي فرد، حزب، طرز تفكر خاص طبقه خاص و... گفته مي شود.

ساموئل هانتينگتون مي گويد فساد اداري، رفتار آن دسته از كاركنان بخش دولتي اطلاق مي شود كه براي منافع خصوصي خود، ضوابط  پذيرفته شده را زير پا مي گذارند.


 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 7:5 قبل از ظهر  توسط محمد   | 
 درباره خودتان صحبت كنيد." ، بدين معني نيست كه همه سرگذشت زندگي خود را تعريف نماييد.
اخيرا سايت Resome Doctor.com، به منظور دستيابي به پرسش هاي متداولي كه معمولا در مصاحبه ها، از آنها استفاده مي شود، بر روي بيش از 2000 نفر از مديران و كارگزينان سراسر جهان، تحقيقاتي انجام داده است. شركت كنندگان در اين تحقيق از صنايع مختلفي برگزيده شده بودند، از جمله: فناوري اطلاعات، بازاريابي و فروش، امور مالي و بهداشت.
پانزده پرسش اصلي و متداولي كه در مصاحبه ها مطرح مي شوند، به ترتيب اهميت عبارتند از:



 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 6:56 قبل از ظهر  توسط محمد   | 
 

قلعه نويى:
اگر دايى درست برخورد نكند تا آخر ايستاده ام

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 6:54 قبل از ظهر  توسط محمد   |